خواهم يافت . ( 36 )
تفسير :
وَ اضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا
؛ در اين آيات خداوند سبحان حال اهل ايمان و كفر را به حال دو مردى تشبيه كرده است كه همسايه بودند يكى از آنها ، دو باغ داشت كه درختان انگور آنها را پوشانده بود و اطراف آنها را نخلهاى خرما در برگرفته بود و بين اين دو باغ كشتزارى قرار داشت .
ابن عباس گفته است اين دو مرد ، فرزندان پادشاهى از بنى اسرائيل بودند كه از ارث پدر مال فراوانى به دست آوردند ، اما يكى از آن دو كه مؤمن بود سهم خود را در راه خدا خرج و صرف كرد و ديگرى حق خود را گرفت و از آن ، صاحب دو باغ و زمين و ثروتها شد .
كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آتَتْ أُكُلَها
؛ هر كدام از اين دو باغ ميوهها و محصولات بسيارى داد .
« آتت » كه مفرد آمده به اعتبار لفظ « كلتا » مىباشد .
وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً
؛ هيچ نقصى در محصولات اين دو باغ وجود نداشت . « و فجّرنا » ، در وسط اين دو باغ ، نهر آبى جارى ساختيم .
وَ كانَ لَهُ ثَمَرٌ
؛ او انواع بسيارى از مال و سرمايه داشت . « ثمر ماله » : ثروتش را زياد كرد اين كلمه ثمر و بثمره با دو ضمه و به سكون ميم در هر دو مورد خوانده شده است و مىتوان گفت اين كلمه در اصل ثمر جمع ثمرة يا جمع ثمار بوده سپس تخفيف يافته ، و ثمر ( به سكون ميم ) مثل كتب تلفّظ مىشود و ثمر جمع ثمرة چيزى است كه از درخت ميوهدار چيده مىشود .
وَ أَعَزُّ نَفَراً
؛ از جهت داشتن ياور و اطرافيان زياد بر تو برترى دارم . بعضى نفر را به معناى اولاد ذكور گرفتهاند زيرا كه او را در كوچ كردن و سفرها همراهى مىكنند .
« يحاوره » : و براى بحث و گفتگو به او مراجعه مىكرد . حار يحور به معناى برگشتن است . «
وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ
» دست برادر مسلمانش را گرفته او را گردش مىداد و