بنوشد از داغى و حرارتش صورت او بريان مىشود ، چه نوشيدنى بدى است آن آب و چه تكيهگاه بدى است آن آتش . « مرتفقا » از مرفق به معناى تكيه گاه و همچنين است آيهء بعد : «
وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً
» چه تكيه گاه خوبى است . « 1 »
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 30 تا 31 ]
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلاً ( 30 ) أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى الْأَرائِكِ نِعْمَ الثَّوابُ وَ حَسُنَتْ مُرْتَفَقاً ( 31 )
ترجمه :
آنان كه ايمان آورده و كارهاى نيك انجام دادهاند ، بطور يقين ، ما مزد آنها را كه نيكوكارى كردهاند ضايع نمىكنيم . ( 30 )
برايشان باغهايى است در بهشت كه نهرها در آن جارى است در حالى كه به زيورهاى زرّين آراسته شوند ، و لباسهاى سبز حرير و ديبا پوشند و بر تختها تكيه زنند نيكو اجرى و خوش آرامگاهى است . ( 31 )
تفسير :
مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
؛ اين جمله به جاى ضمير ( هم ) قرار گرفته است كه به اسم انّ بر مىگردد يعنى ما اجر و پاداش آنها را كه كار نيك كردهاند ضايع نمىكنيم .
أُولئِكَ
؛ اين كلمه استيناف و آغاز سخن است و مىتوان آن را خبر « إنّ » گرفت و جملهء «
إِنَّا لا نُضِيعُ
» را معترضه دانست .
مِنْ أَساوِرَ
؛ اين جا « من » براى ابتداى غايت ، و در «
مِنْ ذَهَبٍ
» براى تبيين است .
هامش
( 1 ) - مرتفق از مادهء رفق و رفيق است يعنى محل اجتماع دوستان . نمونه ، پاورقى .