فرمايد . ( 24 )
تفسير :
وَ كَذلِكَ أَعْثَرْنا
؛ همانطور كه اصحاب كهف را به دليل حكمت و مصلحتى در خواب عميق فرو برديم و سپس زندهشان ساختيم به همين نحو مردم را هم بر حال آنان آگاه كرديم تا بدانند كه وعدهء خدا يعنى بعث و برانگيخته شدن ، حقّ است زيرا حال زنده شدن پس از مرگ هم مثل اين بيدارى پس از چنين خوابيدنى است .
إِذْ يَتَنازَعُونَ
؛ اين عبارت ظرف و متعلق به « اعثرنا » مىباشد ، يعنى موقعى مردم را بر وضع آنان آگاه ساختيم كه اين مردم در امر دينشان نزاع و جدال مىكردند و در مورد بعث و قيامت با هم اختلاف داشتند : بعضى مىگفتند : در معاد تنها روح برانگيخته مىشود ، نه ، بدن ، و برخى مىگفتند : بدنها با روحها مبعوث مىشوند . و ما اين كار را انجام داديم تا اختلاف رفع شود و آشكار گردد كه بدنها زنده مىشوند و روح در آنها دميده مىشود و مثل پيش از مردن داراى حسّ و حركت مىشوند .
فَقالُوا ابْنُوا عَلَيْهِمْ بُنْياناً
؛ پس وقتى كه مردم ديدند خداوند ( مرتبهء دوم ) جان اصحاب كهف را فراگرفت ، ( كافرانشان ) گفتند : بر در غار اينها ، ساختمانى مانند مقبرهها بنا كنيد ( تا از نظر مردم پنهان شوند ) .
قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ
؛ اما مسلمين آنها و پادشاهشان كه به حقيقت امر اصحاب كهف آگاهى يافته بودند گفتند : بايد بر در غار آنها مسجدى بسازيم كه مسلمانان در آن نماز بخوانند و به جا و مكانشان تبرّك جويند و پروردگار آنان به امرشان آگاهتر است كه زندهء خفته يا ( بكلّى ) مردهاند .
بعضى مىگفتند : آنها مردهاند و برخى گفتند كه تا قيامت نمىميرند .
سَيَقُولُونَ
؛ مقصود از ضمير ، اهل كتاب و مسلمانانى هستند كه در زمان رسول اكرم دربارهء داستان اصحاب كهف تحقيق و بحث مىكردند و « ثلاثة » خبر مبتداى محذوف است ، يعنى : « هم ثلاثة » و همچنين است : « خمسة و سبعة » . «
رابِعُهُمْ كَلْبُهُمْ
»