تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
روح پرور و وزش هواى لطيف نور قرار داشتند ، نور خورشيد هنگام طلوع و غروب به آنها نمىرسيد ، بلكه شعاع مستقيم آفتاب به ديوار غار مىافتاد و انعكاسش به اجساد آنان مىرسيد و از نور ملايم و نسيم هواى نشاط آور برخوردار بودند .
ذلِكَ مِنْ آياتِ اللَّهِ
؛ اين كار كه خدا در حق آنها انجام داد : شعاع خورشيد را در هم شكست كه مستقيم بر آنها نتابد و هنگام طلوع و غروب تابش آن را بر بدنهاى آنها قطع مىكرد از نشانه‌هاى عظمت خداوند است .
مَنْ يَهْدِ اللَّهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِ
؛ خداوند با اين عبارت اصحاب كهف را مدح كرده است كه چون آنها در راه خدا مبارزه و جهاد كردند خدا هم به ايشان لطف فرمود و براى وصول به اين مقام شامخ آماده‌شان ساخت « و تحسبهم » « ايقاظ » ، جمع يقظ و خطاب براى همه است ، يعنى اصحاب غار در خواب بودند ولى چشمهايشان باز بود از اين رو هر كس به آنها مىنگريست بيدارشان مىپنداشت . بعضى گفته‌اند علت اين پندار اين بود كه زياد از اين پهلو به آن پهلو مىشدند . « و كلبهم » امام صادق عليه السّلام كالبهم خوانده‌اند ، يعنى صاحب سگ آنها . ( چوپان ) . «
باسِطٌ ذِراعَيْهِ
» حكايت حال گذشته است ، زيرا اسم فاعل وقتى عمل مىكند كه به معناى مضارع باشد نه ماضى . « و صيد » عتبه ، آستانهء در و كفشكن . « رعب » ترسى است كه سينهء آدمى را پر مىكند ، و در سبب پيدايش اين ترس براى بينندهء اجساد اصحاب كهف چند دليل ذكر شده است . 1 - عظمت و هيبتى كه خداوند در آنها قرار داده بود . 2 - به علّت بلندى ناخنها و موهايشان . 3 - به سبب وحشتناك بودن جا و مكان آنها .
وَ كَذلِكَ بَعَثْناهُمْ لِيَتَساءَلُوا بَيْنَهُمْ
؛ هم چنان كه آنها را به خواب فرو برديم روزى هم از خواب بيدارشان ساختيم تا سرانجام هر كدام از ديگرى پرسش كنند و از