و درخشندگيش مثل زمينى مىشود كه پس از سبز و پر حاصل بودن ، خشك و بىگياه شده و به سبب گچهاى صاف كويرى سفيد مىنمايد ( سراب يا آب نما ) .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 9 تا 12 ]
أَمْ حَسِبْتَ أَنَّ أَصْحابَ الْكَهْفِ وَ الرَّقِيمِ كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً ( 9 ) إِذْ أَوَى الْفِتْيَةُ إِلَى الْكَهْفِ فَقالُوا رَبَّنا آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَ هَيِّئْ لَنا مِنْ أَمْرِنا رَشَداً ( 10 ) فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ فِي الْكَهْفِ سِنِينَ عَدَداً ( 11 ) ثُمَّ بَعَثْناهُمْ لِنَعْلَمَ أَيُّ الْحِزْبَيْنِ أَحْصى لِما لَبِثُوا أَمَداً ( 12 )
ترجمه :
آيا گمان كردى [ تنها ] اصحاب كهف و رقيم ، از آيات و معجزات شگفت انگيز ما بودند ؟ ( 9 )
وقتى كه گروه جوانان به غار پناه بردند و گفتند : پروردگارا ما را از سوى خودت رحمتى عطا كن و راه نجاتى براى ما فراهم ساز . ( 10 )
پس براى چندين سال در ميان غار پردهء خواب را بر گوشهاى آنها افكنديم . ( 11 )
سپس آنان را برانگيختيم تا معلوم شود كدام يك از آن دو گروه ( بهتر ) « 1 » مدّت خواب خود را حساب كردهاند . ( 12 )
تفسير :
« كهف » غارى است پهناور در ميان كوه و در معناى « رقيم » اختلاف است . بعضى گفتهاند لوح سربى است كه نامهاى اصحاب كهف را در آن نوشته و بر در غار
هامش
( 1 ) - داخل پرانتز بر طبق ترجمههاى معمول از قبيل : مجمع و نمونه و قمشهاى است امّا به عقيدهء مؤلف در اين جا و در مجمع ، احصى فعل ماضى است .