تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 508

مساهمون:

ص٥٠٨
گذاشته بودند و برخى گفته‌اند نام درّهء كوهى است كه غار در آن قرار داشت . بعضى ديگر بيان داشته‌اند كه اصحاب رقيم سه نفرى بودند كه داخل غارى شدند و راه خروج بر آنها بسته شد ؛ و بعد هر كدام از آنها عملى را كه در طول زندگى خالص براى خدا انجام داده بودند در نظر آوردند و از خدا خواستند كه به خاطر آن عمل گشايشى برايشان حاصل شود ، خدا هم دعايشان را مستجاب فرمود و در غار بر رويشان گشوده شد .
كانُوا مِنْ آياتِنا عَجَباً
؛ اينها از آيات شگفت ما بودند و « عجبا » مىتواند صفت براى آيات باشد و چون مصدر است مؤنّث و مذكرش يكسان است ؛ و ممكن است در تقدير ذات عجب باشد .
آتِنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً
؛ اصحاب كهف گفتند : پروردگارا رحمتى از گنجهاى رحمتت كه آمرزش و روزى و در امان بودن از شرّ دشمنان ، مىباشد ، به ما مرحمت فرما .
وَ هَيِّئْ لَنا
؛ از گرفتارى كه در آن قرار داريم ما را رهايى بخش تا اين كه راه خود را بيابيم يا اين كه خدايا تمام سرنوشت ما را به رشد و هدايت برسان .
فَضَرَبْنا عَلَى آذانِهِمْ
؛ بر گوشهاى آنان پرده‌اى از ناشنوايى افكنيدم و آنها را به خوابى طولانى و سنگين فرو برديم كه هيچ صدايى نمىتوانست آنها را بيدار كند ، بنا بر اين مفعول صريح « ضربنا » يعنى « حجابا » حذف شده است ، چنان كه مىگويند : بنى على امرأته يعنى بنى عليها القبة : براى همسرش خيمه نصب كرد .
سِنِينَ عَدَداً
چندين سال : سالهاى بسيار . ثم بعثناهم : سپس از خواب بيدارشان كرديم .
أَيُّ الْحِزْبَيْنِ
؛ به معناى استفهام است و به اين دليل فعل « لنعلم » در آن عمل نكرده است ، و احصى ، فعل ماضى ( از باب افعال است ) و معناى جمله اين است : كدام يك از دو گروه مؤمن و كافر از قوم اصحاب كهف مدّت توقف در آنجا را ضبط كرده‌اند . « احصى » افعل تفضيل نيست زيرا تفضيل بر اين وزن ، مخصوص ثلاثى مجرّد