است . « 1 » بديهى است كه خداوند خودش از مدّت درنگ آنها در غار آگاه بود ، اما اين كه فرمود : تا بدانيم ، منظور اين بود كه امر بر مردم روشن شود تا ايمانشان افزايش يابد و بعضى گفتهاند مراد از دو گروه ، خود اصحاب كهف هستند كه وقتى از خواب بيدار شدند در تعيين مدت خواب خود اختلاف كردند ( دو گروه شدند ) .
[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 13 تا 16 ]
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً ( 13 ) وَ رَبَطْنا عَلى قُلُوبِهِمْ إِذْ قامُوا فَقالُوا رَبُّنا رَبُّ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَنْ نَدْعُوَا مِنْ دُونِهِ إِلهاً لَقَدْ قُلْنا إِذاً شَطَطاً ( 14 ) هؤُلاءِ قَوْمُنَا اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً ( 15 ) وَ إِذِ اعْتَزَلْتُمُوهُمْ وَ ما يَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ فَأْوُوا إِلَى الْكَهْفِ يَنْشُرْ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ يُهَيِّئْ لَكُمْ مِنْ أَمْرِكُمْ مِرْفَقاً ( 16 )
ترجمه :
ما ، داستان آنها را به حق براى تو ، بازگو مىكنيم : آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آوردند ، و ما ، بر هدايتشان افزوديم . ( 13 )
و دلهاى آنها را محكم ساختيم ، در آن هنگام كه قيام كردند و گفتند : پروردگار ما ، پروردگار آسمانها و زمين است هرگز
هامش
( 1 ) - كسانى كه گفتهاند فعل ماضى است بعضى از دليلهايشان اين است :
الف : در سورهء مجادله آيه 6أَحْصاهُ اللَّهُبه عنوان فعل به كار رفته است .
ب : هر گاه بعد از فعل تفضيل ، تميز آورده شود در حقيقت فاعل آن است ( مثل انا اكثر منك مالا .
ايّها از كى طعاما ) امّا در اين آيه امدا فاعل نيست ( بلكه مفعول است ) . ترجمهء مجمع البيان .