تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦

[ سوره الكهف ( 18 ) : آيات 6 تا 8 ]

فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ عَلى آثارِهِمْ إِنْ لَمْ يُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِيثِ أَسَفاً ( 6 ) إِنَّا جَعَلْنا ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً ( 7 ) وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ ما عَلَيْها صَعِيداً جُرُزاً ( 8 )

ترجمه :

گويا به خاطر اعمال آنها ، مىخواهى خود را از غم و اندوه هلاك كنى ، اگر به اين گفتار ايمان نياورند . ( 6 ) ما آنچه را روى زمين است زينت آن قرار داديم تا آنها را بيازماييم : كدامين آنان بهتر عمل مىكنند . ( 7 ) و ما ، قشر روى زمين را خاك بىگياه قرار مىدهيم . ( 8 )

تفسير :

فَلَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ . . .
أَسَفاً
؛ « باخع » به معناى قاتل است : شايد تو از خشم و تأسف مىخواهى خودت را بكشى . اگر اين مردم ايمان به قرآن نياورند . در اين جا خداوند پيامبر را تشبيه به انسانى كرده است كه در اثر از دست دادن عزيزانش بر آثار و كارهايشان اظهار ناراحتى مىكند و خود را از اندوه بر فراق و دورى آنها به هلاكت مىرساند . « اسفا » حال يا مفعول له است و به معناى مبالغه در اندوه و خشم است : رجل اسف و اسيف : مرد اندوهگين .
ما عَلَى الْأَرْضِ زِينَةً
؛ مقصود چيزهايى است كه صلاحيّت دارد آرايش و زينت براى زمين و اهلش باشد از قبيل زرق و برقهاى دنيا و خوبيهاى آن .
لِنَبْلُوَهُمْ أَيُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
؛ تا آنها را بيازماييم كه كدام يك عملشان بهتر است ، منظور كسى است كه دلبستگى او به دنيا كمتر باشد ، و در آيه بعد خداوند متعال به ترك اين علاقه تأكيد كرده و فرموده است :
وَ إِنَّا لَجاعِلُونَ . . .
جُرُزاً
؛ ما آنچه از زينتها و زخارف دنيا را كه در روى زمين است كويرى خشك و بى حاصل قرار مىدهيم ، يعنى به سبب از بين رفتن طراوت و رونق