تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 505

مساهمون:

ص٥٠٥
عطف بر « انزل » و داخل در ذيل صله است ، و اگر حال گرفته شود ميان حال و ذو الحال به وسيلهء جزء صله فاصله ايجاد مىشود كه جايز نيست . پس تقدير آيه اين است :
لَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجاً
بل جعله
قَيِّماً
؛ خدا براى قرآن هيچ گونه كژى قرار نداد بلكه آن را استوار و پايدار ساخت ، زيرا وقتى كه كژى را از آن نفى كرد قهرا استقامت را برايش ثابت مىكند و براى تأكيد ، جمع ميان هر دو معنا كرده است . بعضى گفته‌اند معنايش اين است كه قرآن عهده‌دار مصالح عباد ، و حاكم بر ساير كتابها و شاهد درستى آنهاست .
لِيُنْذِرَ بَأْساً شَدِيداً
؛ تا آنها را كه كافر شده‌اند از عذاب سختى بترساند . در اين جمله مفعول اولش « الذين كفروا » حذف ، و به مفعول دوم : «
بَأْساً شَدِيداً
» اكتفاء شده است . «
مِنْ لَدُنْهُ
» : اين حكم از نزد خدا صادر شده است ، « اجرا حسنا » : منظور از پاداش نيك ، بهشت مىباشد .
ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً
؛ در آن بهشت كه آنان را پاداش نيكوست ، براى هميشه باقى هستند .
ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ
؛ به اين حرفى كه مىگويند : خدا داراى فرزند است ، علم ندارند ، زيرا چنين مطلبى واقعيّت ندارد و امر محالى است ، بنا بر اين نمىشود به آن علم پيدا كرد .
كَبُرَتْ كَلِمَةً
، نصب « كلمه » به خاطر تميز بودن است و معنايش تعجّب مىباشد ؛ گويا گفته شده : چه سخن بزرگى است : بعضى گفته‌اند « كبرت » مثل « نعمت » از افعال مدح و ذم است و « كلمة » تفسير براى فاعل آن ، و « تخرج » صفت براى موصوف محذوف مىباشد و تقدير آيه : كبرت الكلمة كلمة خارجة من افواههم ( بزرگ كلمه‌اى است كلمه‌اى كه از دهنهاى آنها خارج مىشود ) منظور از كلمه اين است كه مىگفتند : خدا فرزند دارد . چنان كه گاهى قصيده را هم كلمه مىگويند ، با اين كه مركب از چندين كلمه است .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 505 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى