تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨

تفسير :

وَ إِذا أَنْعَمْنا
؛ هر گاه ما به انسان نعمت تندرستى و ثروت و غنا عطا كنيم از ياد و توجّه ما ، دورى و غفلت مىكند چنان كه گويا از خدا و نعمتهاى او مستغنى و بىنياز است .
وَ نَأى بِجانِبِهِ
؛ اين جمله تأكيد براى اعراض است زيرا معناى اعراض از چيزى آن است كه كنار صورتش را از آن برگرداند ، و «
نَأى بِجانِبِهِ
» يعنى پشت از آن كرد ، يا كنايه از تجبّر و استكبار است ، زيرا خوى و عادت شخص متكبّر و خود خواه و خودپسند همين است .
وَ إِذا مَسَّهُ الشَّرُّ
؛ چنين آدمى ، هر گاه كه مبتلا به محنت و سختى يا بيمارى و تنگدستى مىشود سخت نااميد گشته و هيچ گونه اميد گشايش و فرج برايش باقى نمىماند . در جملهء بالا «
نَأى بِجانِبِهِ
» نيز خوانده‌اند كه لام الفعل را بر عين الفعل مقدّم داشته‌اند به همان معنا ، چنان كه فعل « رأى » را « راء » خوانده‌اند ، يا اين كه فعل « ناء » به معناى « نهض » ( حركت كرد ) مىباشد .
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
؛ هر كسى در زندگى ، روشى را انتخاب و به آن عمل مىكند كه از جهت هدايت و ضلالت مناسب حال اوست ، چنان كه قسمت ديگر آيه بر همين معنا دلالت مىكند .
فَرَبُّكُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدى سَبِيلًا
؛ خداوند بهتر مىداند كه چه كسى راهى درست تر و روشى مطمئن‌تر برمىگزيند .
وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ
؛ روحى كه مورد پرسش واقع شده و از پيامبر راجع به آن سؤال مىكردند همان روحى است كه در موجود زنده مىباشد . از حضرت تعريف حقيقى آن را پرسيدند . او هم خبر داد كه از فرمان خداست ، يعنى خدا آن را به خود اختصاص داده است . قول ديگر اين است كه يهود مىگفتند : اگر محمّد صلى اللَّه عليه و آله به پرسش دربارهء روح پاسخ مثبت دهد پيامبر نيست و اگر جواب ندهد پيامبر است ،
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 488 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى