تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
خارج كن كه سرانجامش مورد رضايت تو باشد . بعضى گفته‌اند مراد آن است كه با غلبه و پيروزى داخل مكّه شود و با سلامت و تندرستى از آن خارج گردد ؛ بعضى ديگر گفته‌اند شامل تمام امور مىشود . « سلطانا » به من حجّت و دليلى عنايت كن كه مرا بر مخالفانم پيروز سازد ، يا قدرت و عزّتى كه اسلام را در مقابل كفر ، يارى كند . البته اين دعاى حضرت مستجاب شد و خداوند پيروزى او را تعهّد كرد و فرمود :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
؛ « . . . تا او را بر همهء دينها غلبه دهد » ( توبه / 33 ) و جاى ديگر فرمود :
فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ
؛ « آگاه باشيد كه حزب خدا پيروز است » ( مائده / 56 ) « 1 »
وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ
: در اطراف كعبه سيصد و شصت بت از قبايل مختلف عرب وجود داشت كه به دور آنها طواف مىكردند ، و در روز فتح مكّه اين آيه نازل شد . جبرئيل به رسول خدا گفت : عصايت را بگير و بتها را بينداز . حضرت با عصاى خود به چشم هر يك از بتها فرو مىكرد و مىگفت :
جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ
؛ ( حق آمد و باطل مغلوب شد ) و آنها را به رو بر زمين مىانداخت سرانجام همگى افتادند و تنها بت قبيلهء خزاعه كه از بلور و شيشهء زرد رنگ بود بر بالاى كعبه باقى مانده بود كه حضرت به امير المؤمنين فرمود : يا على آن را هم بينداز . پس وى را بلند كرد او بالا رفت و بت را بيفكند و آن را شكست ، مردم مكّه به شگفت در آمدند و مىگفتند : هرگز مردى ساحرتر از محمّد صلى اللَّه عليه و آله نديده‌ايم !
وَ زَهَقَ الْباطِلُ
؛ باطل هلاك شد و از بين رفت ، زهقت نفسه : جانش بر آمد ، حق ، اسلام و باطل شرك است .
كانَ زَهُوقاً
؛ باطل نابود شدنى و بى ثبات است . «
مِنَ الْقُرْآنِ
» « من » بيانيّه يا تبعيض است ، يعنى هر بخشى از قرآن كه نازل شود شفا و درمان براى مؤمنان است و هر لحظه به سبب آن ايمانشان افزوده مىشود و شفاى معنوى مىگيرند ، هم چنان كه انسان از بيماريهاى جسمانى به وسيلهء دارو ، درمان
هامش
( 1 ) - اين آيه در سورهء مائده آيهء 56 حرف ( الا ) را ندارد .