تفسير :
اسْتِعْجالَهُمْ بِالْخَيْرِ
؛ اين جمله بجاى « تعجيله « 1 » لهم الخير » آمده است ، تا بفهماند كه آن چنان خداوند در اجابت دعاى خير آنها شتاب مىكند كه گويا شتاب آنان در خير ، شتاب او در خير است . منظور از اين آيه ، گفتار كسى است كه گفت :
فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ
؛ « پس از آسمان بر ما سنگ بباران » . ( انفال / 32 ) مراد اين است كه اگر در بدى كه آنها در دعا براى خود طلب مىكنند ، عجله و شتاب مىكرديم هم چنان كه در امر خير زود جواب آنها را مىدهيم ، مىمردند ، و هلاك مىشدند :
لَقُضِيَ إِلَيْهِمْ أَجَلُهُمْ
؛ بعضى آيه را به صورت معلوم خواندهاند : لقضى اليهم اجلهم : خداوند عمر آنها را بپايان مىرسانيد ؛ مؤيد اين قرائت ، قول عبد اللَّه است كه چنين خوانده است : لقضينا اليهم . . .
فَنَذَرُ الَّذِينَ لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
؛ معناى آيه اين است كه در رساندن بدى به كسانى كه اميد لقاى ما را ندارند ، شتاب نمىكنيم و به زندگيشان خاتمه نمىدهيم .
فنذرهم في طغيانهم از باب اتمام حجت ، آنها را در طغيان و سركشىشان مهلت مىدهيم .
لِجَنْبِهِ
؛ در محلّ حال است : در حالت خوابيده ، منظور اين كه ، انسان پيوسته دعا مىكند و از دعا كردن ، خسته نمىشود ، تا وقتى كه بلا از او برداشته شود ، بنا بر اين ، در تمام احوال دعا مىكند و دفع بلا را مىخواهد . « الإنسان » مراد ، جنس انسان است «
فَلَمَّا كَشَفْنا
» ؛ وقتى كه بلا را از او بر كنار كرديم ،
« مَرَّ »
راه قلبى خود را كه هنوز ضررى به او نرسيده بود ، ادامه مىدهد ، يا اين كه دست از حالت دعا و تضرّع برمىدارد و هرگز به آن برنمىگردد . گويا كه اصلا چنان
هامش
( 1 ) - مفعول مطلق « يعجّل » است .