تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 43

مساهمون:

ص٤٣

تفسير :

لا يَرْجُونَ لِقاءَنا
؛ اميد به خوبى ديدار ما ندارند ، چنان كه نيك‌بختان اميدوارند ، يا اين كه از حالت بدى كه هنگام ملاقات ما برايشان به وجود مىآيد ، ترسى ندارند .
وَ رَضُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا
؛ با زندگانى دنيا به جاى عالم آخرت قناعت كرده‌اند ، و اندك فناپذير را بر بسيارى جاويد برگزيده‌اند . «
وَ اطْمَأَنُّوا بِها
» ؛ و دل بر آن بسته‌اند مانند كسانى كه هيچ گونه ناراحتى از آن حسّ نمىكنند .
وَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ آياتِنا غافِلُونَ
؛ آنها كه از انديشه در آيات ما و تأمّل در آن ، غفلت دارند « جايگاهشان آتش است . . . » .
يَهْدِيهِمْ رَبُّهُمْ بِإِيمانِهِمْ
؛ پروردگار آنها به سبب ايمانشان آنها را ( در دنيا ) موفق مىدارد ، زيرا در آن راهى كه آنها را به اجر و پاداش برساند پا بر جا هستند .
تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ
؛ در حالى كه از جلو روى آنها رودها جارى است . . . اين جمله به عنوان تفسير براى عبارت قبل بيان شده ، چرا كه تمسّك به ايمان كه سبب سعادت است ، مانند رسيدن به خود سعادت است ( كه همان بهشت است ) . و مىتوان گفت معنايش اين است كه آنها را در آخرت ، به سبب ايمانى كه در دنيا داشتند ، به طريق بهشت راهنمايى مىكند . مثل :
يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ
؛ « در آخرت نور اهل ايمان پيش رو و در سمت راستشان آنها را راهنمايى مىكند » . ( حديد / 12 )
دَعْواهُمْ
؛ دعايشان در بهشت : «
سُبْحانَكَ اللَّهُمَّ
» است ، يعنى خدايا تو را تسبيح مىگوييم ، چنان كه در دعاى قنوت آمده است : اللّهم اياك نعبد ، و لك نصلّى و نسجد : خدايا تو را مىپرستيم و براى تو نماز مىخوانيم و سجده مىكنيم . ممكن است مراد از « دعاء » عبادت باشد ، به اين معنا كه در بهشت ، نه تكليفى است و نه عبادتى ، تنها عبادت بهشتيان اين است كه خداى را تسبيح گويند و او را بستايند و اين را هم بدون زحمت بلكه از روى لذّت و ميل و رغبت مىگويند .