پيامبرش وفادار خواهيد بود يا اين كه به سبب نيرومندى آنان و كمى تعداد و ناتوانى و فقر مسلمانان فريب مىخوريد و نقض عهد و پيمان مىكنيد .
وَ لَيُبَيِّنَنَّ
نتيجهء مخالفتهايشان در قيامت براى شما روشن مىشود ؛ اين جمله براى تهديد مردم در مخالفت با رسول خدا بيان شده است .
وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ . . .
؛ اگر خدا مىخواست همهء شما را اجبارا يك جامعهء مسلمان و مؤمن قرار مىداد كه هيچ كس نتواند به راه ديگر منحرف شود .
وَ لكِنْ يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ
؛ اما خداوند هر كه را بخواهد گمراه مىكند گمراه كردن خدا اين است كسى را كه مىداند به اختيار خود گمراهى و كفر را برمىگزيند به خودش وامىگذارد .
وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ
؛ و هر كه را بخواهد هدايت مىكند ، يعنى به كسى كه راه صحيح را برگزيند ، لطف و عنايت خاصّى مىنمايد ، زيرا خداوند بناى كار را بر اختيار قرار داده است نه ، بر اجبار ، و دليل اين اختيار جملهء بعد است كه مىفرمايد : شما بطور حتم در برابر اعمالى كه انجام مىداديد مورد بازپرسى قرار خواهيد گرفت .
وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلًا
؛ مبادا سوگندهايتان را در ميان خود وسيلهء تقلّب و نفاق قرار دهيد . تكرار نهى از اين عمل به منظور تأكيد است . « دخل » به اين معناست كه باطن بر خلاف ظاهر باشد : درون قلب قصد خلاف داشته باشد و صورت ظاهرش حكايت از وفادارى كند .
فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها
؛ تا گامهايتان كه در مسير اسلام قرار گرفته از راه صحيح منحرف نشود .
اين كه قدم را مفرد و نكره آوردهاند به اين منظور است كه لغزش يك گام از راه حق بعد از ثبات بر آن ، گناه بزرگى است چه رسد به گامهاى زيادترى .
وَ تَذُوقُوا السُّوءَ
؛ دچار عذاب اين جهانى مىشويد .
بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
؛ به اين سبب كه از راه خدا اعراض كرديد يا به اين دليل