هر گاه يكى از آنها به دخترى مژده داده مىشد چهرهاش سياه و غمگين و خشمناك مىگرديد . ( 58 )
از قوم و قبيلهء خود به خاطر بشارت بدى كه به او داده شده ، پنهان مىشد و مىانديشيد كه طفل را به مشقّت نگهدارد يا ، در خاك پنهانش كند ؟ هان ! چه بد ، حكمى مىكردند . ( 59 )
براى آنها كه ايمان به آخرت ندارند صفات زشت ، و براى خداوند صفات عالى است و او عزيز و حكيم است . ( 60 )
تفسير :
لِما لا يَعْلَمُونَ
؛ مقصود اين است كه مشركان از موقعيت بتهايشان آگاهى ندارند ، زيرا آنها معتقد بودند كه بتها داراى سود و زيان هستند و از آنان شفاعت مىكنند ، در صورتى كه آنها جمادى بيش نيستند . بنا بر اين نسبت به بتهاى خود جاهل و نادانند .
بعضى گفتهاند : ضمير فاعل در « لا يعلمون » براى بتهاست ، يعنى بت پرستان به موجوداتى كه متّصف به علم نيستند تقرّب مىجويند ؛ و از چهار پايان و زراعتهاى خود براى آنها بهرهاى قرار مىدهند در حالى كه خود بتها از آن ناآگاهند .
تَاللَّهِ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا كُنْتُمْ تَفْتَرُونَ
؛ در اين آيه خداوند بت پرستان را تهديد مىكند كه به زودى از دروغهايى كه مىگوييد و بتهاى بيجان را خدا ، و سزاوار تقرّب مىدانيد ، مورد محاكمه و سؤال واقع خواهيد شد .
سُبْحانَهُ
؛ بت پرستان عقيده داشتند كه فرشتگان دختران خدايند . حق تعالى با اين كلمه ذات يكتاى خود را از نسبت فرزند داشتن منزّه و پاك دانست و بعضى گفتهاند اين كلمه اظهار تعجّب و شگفتى از گفته آنان است .
وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ
؛ در محل اعراب اين جمله دو نظريه است :
1 - نصب ، عطف بر « البنات » يعنى پسران را كه دوست مىداشتند براى خود قرار مىدادند .
2 - رفع بنا بر ابتدا يعنى : و براى آنها چيزى است كه خود مىپسندند ، يعنى پسران .