تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
خداوند است ، ولى ، بيشتر مردم نمىدانند . ( 38 ) هدف اين است كه آنچه را در آن اختلاف داشتند بر ايشان روشن سازد ، و آنان كه كافر شدند بدانند كه دروغگو بودند . ( 39 ) ما هنگامى چه چيزى را اراده مىكنيم ، فقط به او مىگوييم : هست شو ، پس هستى مىيابد . ( 40 )

تفسير :

« بلى » حرف جواب ، و براى اثبات بعد از نفى مىآيد ، يعنى بلى خداوند آنها را مبعوث مىفرمايد . « وعدا » مفعول مطلق ، چيزى را تأكيد مىكند كه « بلى » بر آن دلالت مىكند ، يعنى زنده كردن مردگان ، وعده‌اى است از خداوند ، و سپس بيان كرده است كه وفاى به اين وعده حقّى است كه به مقتضاى حكمت بر خدا واجب است .
وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ . . .
؛ امّا اكثريت مردم نمىدانند كه زنده مىشوند ، يا نمىدانند كه وفاى به اين وعده بر خدا واجب است ، زيرا آنها معتقدند كه آنچه عقل و حكمت ايجاب مىكند بر خدا واجب نمىشود . « 1 »
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ
؛ ضمير ( هم ) به مردگان بر مىگردد و كافر و مؤمن را شامل مىشود : خدا آنها را مبعوث مىكند تا آنچه را كه در آن اختلاف دارند بر ايشان بيان كند ، و آنچه در آن اختلاف دارند حقيقت است .
وَ لِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُوا
؛ و تا كافران بدانند آنچه مىگفتند : كه خدا مردگان را زنده نمىكند ، دروغ بوده است . «
إِنَّما قَوْلُنا
» : اين كلمه مبتداست ، و «
أَنْ نَقُولَ
» خبر ، و «
كُنْ فَيَكُونُ
» ، مشتقّ از كان تامّه است ، يعنى هر گاه هستى شيئى را اراده كنيم ، جز اين نيست كه بگوييم : به وجود آى ، و فورا موجود مىشود . اين مطلب را خداوند به
هامش
( 1 ) - در كشّاف پس از بيان اين تفسير ، محشّى چنين مىگويد : مصنّف با اين سخن با توجه به عقيدهء معتزله كه مصلحت را بر خدا واجب مىدانند به اهل سنّت كنايه گفته و آنها را نظير كافران دانسته است . كشّاف ج 2 ، ص 606 پانوشت .