تفاوتى ، آگاهى بنا بر اين نيازى به دعا و درخواست نيست و تنها به منظور اظهار بندگى و نيازمندى به آنچه نزد تو است و شتاب در بخششهايت ، تو را مىخوانيم .
وَ ما يَخْفى عَلَى اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ فِي الْأَرْضِ . . .
؛ بر خدايى كه داناى همهء پنهانيهاست هيچ چيز در هيچ جايى از زمين و آسمان ، پوشيده و نهان نيست . حرف « من » براى استغراق است .
وَهَبَ لِي عَلَى الْكِبَرِ
؛ « على » به معناى مع است ، يعنى با وجود پيرى ، چنان كه شاعر به همين معنا آورده است :
انى على ما ترين من كبرى * اعلم من اين يوكل الكتف « 1 »
در اين جا على به معناى مع به كار رفته است .
على الكبر در محلّ حال است ، يعنى خداوند در حالت پيرى به من اسماعيل و اسحق را عطا فرمود .
إِنَّ رَبِّي لَسَمِيعُ الدُّعاءِ
؛ پروردگار من دعا را پاسخ مىگويد و آن را مىپذيرد ، اضافهء صفت به مفعول است و اصل آن لسميع الدعاء بوده است .
وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي
؛ عطف بر ضمير بارز و منصوب در اجعلنى است : پروردگارا من و برخى از فرزندانم را بر پا دارندهء نماز قرار ده .
وَ تَقَبَّلْ دُعاءِ
؛ و عبادت مرا بپذير ، يا دعاى مرا پاسخ ده ، زيرا پذيرفتن دعا به اجابت و پذيرفتن عمل ، به پاداش دادن است .
رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ
؛ پروردگارا من و پدر و مادرم را بيامرز . دعاى حضرت ابراهيم دليل بر اين است كه والدين او ، كافر نبودهاند و آذر كه كافر بوده ، به اختلاف
هامش
( 1 ) - با سن پيرى كه در من مىبينى مىدانم كه گوشت استخوان شانه از كجايش خورده مىشود . اين ضرب المثل عربى است كه براى شخص آگاه و با تجربه آورده مىشود . بعضى گفتهاند گوشت شانه را از طرف پايين آن مىخورند و خوردنش از طرف بالا مشقّت دارد . تفسير كشّاف ج 2 ، پانوشت ص 561 و خلاصهاى از پا نوشت تفسير جوامع به تصحيح استاد گرجى ، ص 252 .