تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 304

مساهمون:

ص٣٠٤
« در ميان ما و قوممان به حق حكم كن » . ( اعراف / 89 ) .
وَ خابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ
؛ پس پيامبران يارى شدند و به پيروزى رسيدند و همهء ستمگران معاند كه قوم آنها بودند به هلاكت رسيدند و نابود شدند .
مِنْ وَرائِهِ جَهَنَّمُ . . .
؛ پيش روى اين ستمگران آتش دوزخ قرار دارد كه در آن افكنده مىشوند .
وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ
؛ كلمه « صديد » عطف بيان از « ماء » است ؛ گويا چنين گفته است . از آب به آنها نوشانيده مىشود و چون آب ابهام دارد آن را به وسيلهء « صديد » بيان كرده و آن ، خون و چركى است كه از جراحات پوست اهل آتش جارى مىشود . « يتجرعه » با زحمت جرعه‌اى از آن سر مىكشد .
وَ لا يَكادُ يُسِيغُهُ
؛ فعل « كاد » به منظور مبالغه داخل شده است يعنى به نوشيدن آن نزديك نيست تا چه رسد كه آن را بنوشد ، مثل لم يكد يريها ؛ « به ديدن آن نزديك نشد تا چه رسد كه آن را ببيند » ( نور ، / 40 ) .
وَ يَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ
؛ گويى از تمام جهات ، اسباب مرگ او را احاطه كرده امّا او نمىميرد كه راحت شود .
وَ مِنْ وَرائِهِ عَذابٌ غَلِيظٌ
؛ در پيش روى او عذابى سخت‌تر از عذاب پيشين خواهد بود . « 1 »
مَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا . . .
؛ بنا بر عقيدهء سيبويه مبتدايى است كه خبرش حذف شده است و تقدير آن فيما نقصّ عليكم ، مثل الذين كفروا ( خبر مقدّم حذف شده است ) .
هامش
( 1 ) - وراء و خلف به يك معنا و مراد ناحيهء ضدّ قدّام است ، امّا زجاج مىگويد : منظور چيزى است كه مخفى و پوشيده باشد نه اين كه از اضداد باشد يعنى « وراء » از جهات ششگانه نيست . مجمع البيان . « وراء » گرچه به معناى پشت سر است ولى در اين گونه موارد به معناى نتيجه و عاقبت كار مىآيد ( خلاصه از تفسير نمونه ) .