است . ( 17 )
اعمال آنان كه به پروردگارشان كافر شدند شبيه خاكسترى است ، در برابر تندباد ، در يك روز طوفانى ، آنها توانايى ندارند كه كمترين چيزى از آنچه را انجام دادهاند به دست آورند ، اين است گمراهى دور و دراز . ( 18 )
تفسير :
لَنُخْرِجَنَّكُمْ مِنْ أَرْضِنا
؛ كافران گفتند : ما شما پيامبران را از سرزمين خودمان بيرون مىكنيم ، مگر اين كه به كيش و آيين ما برگرديد .
لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ
؛ اين جمله نقل قول است كه يا بايد مادهء قول در تقدير باشد و يا فعل « اوحينا » جارى مجراى قول شود يعنى خدا به پيامبران فرمود : به طور تحقيق ما ظالمان را هلاك مىسازيم و منظور از « ارض » زمين ستمكاران و ديار آنان مىباشد .
در حديث است : كسى كه همسايهاش را بيازارد خداوند همسايه را وارث خانهء آزار دهند خواهد كرد . « 1 » « ذلك » اين كلمه اشاره به نابودى ستمكاران و جايگزين ساختن مؤمنان در سرزمين آنهاست كه خداوند حكم كرده است ، و منظور اين است كه اين حكم خداوند ، حق است .
لِمَنْ خافَ مَقامِي
؛ براى كسى كه از مقام من ترس داشته باشد ، و آن ، موقف حساب است زيرا آن جا مقامى است كه خداوند بندگانش را در آن ، براى حساب نگاه مىدارد يا آنان را به ورود در آن مقام وامىدارد . «
وَ اسْتَفْتَحُوا
» اين جمله عطف بر «
فَأَوْحى إِلَيْهِمْ
» است يعنى پيامبران ، خدا را بر ضد دشمنانشان به يارى طلبيدند . يا خدا را داور قرار دادند و از او خواستند كه ميان آنها و امتهايشان حكم كند ، از مادهء « فتاحة » به معناى حكومت است و به همين معناست جملهء
افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ
؛
هامش
( 1 ) -
من أذى جاره ، ورثه اللَّه داره .