تفسير :
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً . . .
؛ جواب حرف « لو » محذوف است و معناى آيه اين است اگر قرآنى باشد كه كوهها به وسيلهء آن از قرارگاههاى خود به حركت در آيند و از جايگاههاى خود ريشه كن شوند ( آن ، همين قرآن است ) .
أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ
؛ در معناى اين جمله دو قول است :
1 - يا اين كه زمين به سبب آن شكافته و پاره پاره شود ؛ 2 - يا زمين شكافته شود و از آن ، جويها و چشمهها به وجود آيد .
أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى
؛ و يا به وسيلهء آن ، مردگان به سخن در آيند و بشنوند و پاسخ دهند ، او همين قرآن است كه بسى پر ارج و شكوهمند مىباشد . بنا بر اين ، جواب شرط ، لكان هذا القرآن مىباشد كه به قرينه حذف شده و بعضى گفتهاند جوابى كه حذف شده « لما آمنوا به » است ، يعنى به آن ايمان نمىآورند ، مثل آيهء
وَ لَوْ أَنَّنا نَزَّلْنا إِلَيْهِمُ الْمَلائِكَةَ . . .
؛ « اگر فرشتگان را بر آنها نازل كنيم و مردگان را با آنها به سخن در آوريم و هر چيزى را ( كه مىخواهند ) روبرويشان قرار دهيم باز هم ايمان نخواهند آورد » ( انعام / 111 ) .
فرّاء مىگويد : « لو » به ما قبلش :
وَ هُمْ يَكْفُرُونَ بِالرَّحْمنِ
؛ در آيهء قبل ، تعلق دارد و بقيهء جملهها معترضه است يعنى اين مردم به خداوند رحمان كفر مىورزند ، اگر چه قرآنى با اين ويژگيها نازل شود .
بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَمِيعاً
بلكه براى خدا توانايى بر هر چيز است و او بر آوردن تمام معجزاتى كه منكران طلب مىكنند ، تواناست ، امّا به دليل مصلحتى كه خود مىداند ، اين كار را انجام نمىدهد .
أَ فَلَمْ يَيْأَسِ
؛ اين فعل در لغت جمعى از قبيلهء نخع به معناى « أ فلم يعلم » به كار رفته و دليلشان اين است كه نااميدى معناى علم را در بر دارد ، زيرا شخصى كه از چيزى نااميد است ، عالم است به اين كه آن شىء وجود ندارد ، چنان كه به همين دليل گاهى