مىكنند .
وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ
؛ پس از آن كه خداوند سبحان آنچه را دليل بر دانش و توانايى او نسبت به همه چيز است متذكر شد ، فرمود : كفّارى كه منكر آيات الهى هستند دربارهء خدا مجادله مىكنند ، زيرا كه آنان ، گفتار پيامبر را دربارهء توصيف خداوند ، مبنى بر اين كه خداوند قادر است مردگان را برانگيزد و آنها را به زندگى برگرداند ، مورد انكار قرار مىدهند و براى خدا شريكهاى متعدد و مانندها مىگيرند ، اين است معناى جدال آنان دربارهء خدا .
وَ هُوَ شَدِيدُ الْمِحالِ
؛ منظور از « محال » حيله به كار بردن و فريفتن مىباشد و از اين قبيل است « تحمّل بكذا » موقعى كه به زحمت در كارى چارهانديشى كرده و براى آن تلاش كند ؛ و « محّل بفلان » يعنى از فلانى در پيش حاكم بدگويى كرد و از همين مورد است اين حديث : و لا تجعله لنا ما حلا مصدقا ، خدايا قرآن را كه مورد تصديق تو است دشمن ما قرار مده . معناى آيه اين است كه خداوند نسبت به دشمنانش حيلهء شديد به كار مىبرد و از جايى كه هيچ به فكرشان نمىرسد هلاكت را بر آنها فرود مىآورد .
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ
؛ در معناى دعوة الحق سه قول است :
1 - فرا خوانده مىشود و نداى درخواست كننده را پاسخ مىدهد . اضافهء « دعوت » به « حق » به اين دليل است كه مخصوص به حق و از باطل دور است .
2 - فراخوانى فراخوانده شدهء به حق كه مىشنود و پاسخ مىدهد و او خداى سبحان است .
3 - از حسن بصرى نقل شده است كه مقصود از كلمهء « حق » خداى تعالى است و هر دعايى به سوى او ، دعوت حق است .
وَ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ
؛ خدايانى غير از خدا ، كه كافران ، مىخوانند هيچ يك از خواستههاى آنان را بر آورده نمىكنند .