ديدند از عظمت او حيران شدند و دستهاى خودشان را بريدند و گفتند ، پاك و منزّه است خدا ! اين بشر نيست ، بلكه اين يك فرشتهاى بزرگوار است . ( 31 )
زن عزيز مصر گفت : اين همان كسى است كه شما مرا دربارهء او ، سرزنش كرديد و من او را به كامجوئيش دعوت كردم ، امّا او خوددارى كرد ، و اگر آنچه او را دستور مىدهم انجام ندهد به زندان خواهد افتاد و به طور حتم خوار و ذليل خواهد شد . ( 32 )
يوسف گفت : پروردگارا زندان نزد من محبوبتر از آن است كه مرا به آن مىخوانند و اگر نيرنگ آنها را از من بازنگردانى قلب من به آنها مايل مىشود و از جاهلان خواهم بود . ( 33 )
پروردگارش دعاى وى را مستجاب كرد ، و مكر آنها را از او بگردانيد ، چرا كه او شنوا و داناست . ( 34 )
بعد از آن كه اين نشانههاى پاكى را از او ديدند در عين حال تصميم گرفتند كه وى را تا مدّتى زندانى كنند . ( 35 )
تفسير :
وَ قالَ
؛ جمعى از زنان گفتند : « نسوة » مفرد ، اسم جمع و به معناى گروه زنان است و تأنيث آن همانند تأنيث لمّه « 1 » غير حقيقى است . « 2 » در حرف اول كلمهء « نسوة » دو وجه است : كسر نون ، و ضم آن . «
فِي الْمَدِينَةِ
» مراد « مصر » است .
امْرَأَتُ الْعَزِيزِ
؛ زن قطفير . عزيز در زبان عرب به پادشاه اطلاق مىشود ، « فتيها » :
غلامش .
هامش
( 1 ) - لمّه به معناى همراه يا همراهان در مسافرت ، براى مفرد و جمع . پاورقى استاد گرجى .
( 2 ) - به همين دليل در آيه :قالَ نِسْوَةٌگفته شده ، و دليل اين كه غير حقيقى است آن است كه مراد از اين تأنيث جمع بودن است : « كل جمع مؤنّث » و تأنيث جمع ، امرى لفظى است ، و چون در يك اسم ، دو تأنيث جمع نمىشود ، اينجا تأنيث لفظ ، تأنيث معنوى ( حقيقى ) را باطل كرده ، چنان كه گاهى در جمعهاى مذكر از قبيل « رجال » يا « اعراب » و غيره تأنيث لفظى مذكّر بودن معنوى را باطل مىكند ، و حمل مىشود بر لفظ يا بر معنا ، گاهى مذكّر و گاهى مؤنث آورده مىشود . با تلخيص از مجمع البيان .