تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
كه بر ديوارها منعكس و ديده مىشد چنان كه نور منعكس شدهء خورشيد در ميان آب ديده مىشود ، بعضى گفته‌اند : يوسف ، زيبايى را از جدّه‌اش ساره به ارث برده بود .
وَ قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ
؛ دستهاى خود را مجروح ساختند . « حاشا » كلمه‌اى كه در باب استثناء مفيد معناى تنزيه مىباشد : اساء القوم حاشا زيد ، پس معناى « حاشا للَّه » برائت خداوند و تنزيه او از صفات عجز و ناتوانى ، و نيز شگفتى از قدرت او بر آفرينش انسانى زيبا مانند يوسف است . و امّا اين قول خداوند : «
حاشَ لِلَّهِ ما عَلِمْنا عَلَيْهِ مِنْ سُوءٍ
» ؛ به معناى تعجّب از قدرت خداوند بر آفرينش شخصى پاك دامن مثل اوست .
ما هذا بَشَراً
؛ از كثرت زيبايى ، از او بشريت را نفى كردند و به علت آنچه در اذهان مركوز است كه از فرشته زيباتر وجود ندارد ، او را از فرشتگان ذكر كردند .
قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ
؛ گفت : اين همان كسى است كه مرا دربارهءاش ملامت مىكرديد . علت اين كه براى اشاره به يوسف با اين كه حاضر است ، با كلمهء « فذلك » اسم اشارهء به دور آورده و از « هذا » كه اشاره به نزديك است ، دورى كرده ، يكى آن است كه رفعت مقام او را در نيكى و زيبايى بيان كند و بفهماند كه چنين كسى سزاوار است كه دوست داشته و به او عشق ورزيده شود ؛ وجه ديگر اين كه مقصود همان اشارهء بدور است به اين طريق : آن غلام كنعانى همان است كه شما در ذهن خود تصوّر كرديد و مرا به آن ملامت كرديد و اگر چنان كه اكنون مىبينيد وى را تصوّر مىكرديد مرا در اين فريفتگى معذور مىداشتيد و سرزنش نمىكرديد .
فَاسْتَعْصَمَ
؛ يوسف با شدّت از اين امر خوددارى كرد چنان كه گويا در اصل تحت حفاظت خدا بود و كوشش كرد كه اين عصمت و حفاظت را افزايش دهد ، و از همين قبيل است معناى « استمسك » . با بياناتى كه در اعمال يوسف گذشت معلوم