تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
وَ اسْتَبَقَا الْبابَ
؛ آن دو به طرف در دويدند : يوسف به منظور فرار از دست آن زن ، شتابان به سوى در بيرونى رفت تا خارج گردد و آن زن هم به دنبالش مىشتافت تا مانع بيرون رفتنش شود .
وَ قَدَّتْ قَمِيصَهُ مِنْ دُبُرٍ
؛ پيراهن يوسف را از پشت گرفت و كشيد تا پاره شد ،
وَ أَلْفَيا سَيِّدَها
؛ دم در به شوهر آن زن ، قطفير ، برخوردند . « ما » ممكن است نافيه باشد : كيفر كسى كه به همسرت خيانت كند جز زندانى شدن نيست ، و مىتواند ، سؤالى باشد : كيفر او چيست جز زندان ؟ مثل : من فى الدّار الا زيد : چه كسى غير از زيد در خانه است ؟
عَذابٌ أَلِيمٌ
؛ بعضى گفته‌اند ضربات تازيانه است . وقتى كه يوسف ديد در معرض زندان و عذاب دردناك قرار گرفته و زن ، واقعه را معكوس كرد لازم دانست كه از خودش رفع تهمت كند ، اين بود كه گفت : «
هِيَ راوَدَتْنِي عَنْ نَفْسِي
» : او بود كه پيوسته از من اين تقاضا را مىكرد ، و اگر براى رفع تهمت نبود ، اين حرف را نمىگفت .
وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها
؛ بعضى گفته‌اند : شاهدى از نزديكان آن زن كه بر ضدّ او گواهى داد پسر عمويش بود و با شوهر او دم در نشسته بود . ديگرى گفته است اين شاهد پسر خاله‌اش بود كه كودكى در گهواره بود . و گفتهء او را بدان سبب ، شهادت ناميده‌اند كه باعث ثبوت قول يوسف و بطلان ادّعاى آن زن شد .
فَلَمَّا رَأى
؛ وقتى كه عزيز مصر ( قطفير ) واقعه را ديد ، و فهميد كه زنش دروغ و يوسف راست مىگويد رو ، به همسرش كرد و گفت : اين سخنت از مكر و فريبهاى شما زنان است ، و خداوند كيد زنان را عظيم شمرده است ، زيرا آنها از مردها در فريبكارى دقيقتر و در نيرنگبازى مؤثّرترند .
يُوسُفُ
؛ منادا و حرف ندا محذوف است ، زيرا مناداى قريب است : « اعرض عن هذا » : از اين امر دورى كن و آن را پنهان دار و به هيچ كس مگو .
تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 201 | الشيخ الطبرسي / شادمهرى