تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 178

مساهمون:

ص١٧٨
ذلِكَ
اشاره است به : «
فَاسْتَقِمْ
» و كلمات بعد از آن . «
ذِكْرى لِلذَّاكِرِينَ
» : و آنچه بيان كرديم پندى است براى پندگيران . «
وَ اصْبِرْ
» شكيبا باش تا بتوانى آنچه مأمور شدى انجام دهى و آنچه از آن نهى شدى ترك كنى ، زيرا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمىكند . اين آيات كه ذكر شد ، مشتمل است بر مطالب ذيل : استقامت و پايدارى ، به پاى داشتن نمازها ، خوددارى از طغيان و سركشى و پناه بردن به ستمگران و تمايل به آنان ، و ديگر طاعتها .
فَلَوْ لا كانَ
؛ چرا چنين نيست . «
مِنَ الْقُرُونِ مِنْ قَبْلِكُمْ أُولُوا بَقِيَّةٍ
» ؛ از ملتهاى پيش از شما ، صاحبان فضل و نيكى . و اين كه فضل وجود را « بقيه » گفته‌اند به اين است كه انسان معمولا آنچه را خوبتر و بهتر است براى خود ذخيره و نگهدارى مىنمايد ، و از اين رو ، « بقيه » الگو ، و نمونهء خوبى و فضيلت شده است ، در مثال مىگويند : فلان من بقية القوم : فلانى از بهترين قوم است ؛ و گاهى « بقيه » در معناى « بقوى » به كار مىرود ، و بنا بر اين معناى عبارت اين خواهد بود : كه چرا از ميان آنها كسانى يافت نمىشوند كه به نفسها و روحيه‌هاى خود جاودانگى دهند و آن را از خشم و عذاب خداوند حفظ كنند .
إِلَّا قَلِيلًا
؛ استثناى منقطع است : به جز اندكى . «
مِمَّنْ أَنْجَيْنا مِنْهُمْ
» . « من » « 1 » بيانيه است .
وَ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا ما أُتْرِفُوا فِيهِ
؛ منظور از ستمكاران ، كسانى هستند كه ترك مىكنند نهى از منكر را : اينها دنبال تنعّمات و لذتهايى رفتند كه به آن عادت داشتند و در طلب اسباب عيش و نوش و زندگانى لذّت بخش بودند و ما سواى آن را ترك كردند .
هامش
( 1 ) - اوّلى .