پروردگارت ، از كارهايى كه انجام مىدهيد غافل نيست . ( 123 )
تفسير :
« كان » در اين جا به معناى : « صح » و « استقام » مىباشد يعنى درست است ، و « لام » براى تأكيد نفى ، و «
بِظُلْمٍ
» حال از فاعل و معناى جمله اين است : در حكمت الهى محال و نادرست است كه خداوند ظالمانه آباديهايى را كه هلاك سازد ، در حالى كه اهالى آن سرزمينها مردمى نيكوكار باشند . اين جمله را خداوند به منظور پاك و منزّه ساختن ذات خود از ظلم و ستم بيان و اعلام كرده است كه هلاك ساختن نيكوكاران ستمكارى مىباشد . بعضى گفتهاند : مراد از ظلم ، شرك است : خداوند ملّتهايى را به دليل مشرك بودنشان به هلاكت نمىرساند ، در صورتى كه نيكوكار باشند و در معاشرتهايشان حق را رعايت كنند و بجز شرك ، فساد ديگرى نداشته باشند .
وَ لَوْ شاءَ رَبُّكَ
؛ اگر پروردگارت مىخواست مردم را وادار مىكرد كه همهشان يك امّت و يك ملت كه همان اسلام است باشند ، امّا چنين نكرد بلكه دست آنها را باز گذاشت و به آنها اختيار داد تا در اعمالشان استحقاق اجر و مزد پيدا كنند ، بنا بر اين بعضى از آنها حق را برگزيدند و بعضى هم باطل را و بالاخره راههاى مختلف در پيش گرفتند و هميشه با يكديگر اختلاف دارند ، جز عدهاى كه خداوند آنها را هدايت و به آنان لطف فرموده كه بر دين حق اتّفاق دارند و هيچ گونه اختلافى ندارند .
« وَ لِذلِكَ »
اشاره است به آنچه سخن اول بر آن دلالت مىكند ، يعنى به منظور همين تمكّن و اختيارى كه مردم از آن استفاده كرده و راههاى مختلف را برگزيدند ، خداوند آنها را آفريده است ، تا آنهايى كه به سبب حسن انتخابشان حق را برگزيدند مأجور و مثاب باشند .
وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ
؛ مراد سخنى است كه خداوند به فرشتگان فرمود : من دوزخ را از تمام جنّ و انس پر مىكنم . « و كلا » تمام داستانها را براى تو بازگو مىكنيم .