عاقبت و سرانجام نيكويى ندارد ، و جملهء «
يَقْدُمُ قَوْمَهُ . . .
» تفسير و توضيح براى آن خواهد بود .
فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ
؛ فعل ماضى به اين دليل است كه قطعيت و تحقّق امر را برساند ، يعنى به طور قطع و يقين آنها را وارد آتش دوزخ مىسازد .
وَ بِئْسَ الْوِرْدُ
؛ بد آبى است كه واردش مىشوند ( آتش ) « ورد » در اصل به معناى آبى است كه تشنه بر آن وارد مىشود ، و نيز به معناى شترى است كه بر آب وارد مىشود امّا در اين جا مراد از آن آتش است كه ضدّ آب مىباشد ، ( در حقيقت تشبيه است ) « 1 » زيرا آب معمولا براى اين مورد توجه واقع مىشود كه عطش را تسكين دهد و تشنگى دلها را بر طرف سازد و آتش بر خلاف آن است .
وَ أُتْبِعُوا فِي هذِهِ
؛ در دنيا و آخرت دچار لعنت و غضب الهى باشند .
بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ
؛ اين كمك و پشتوانه ، بد كمكى است . توضيح آن كه لعنت در دنيا پشتوانه و كمك براى عذاب است و اين عذاب به وسيلهء لعنت در آخرت افزايش يافته است ، و بعضى گفتهاند اين عطا و بخشش ، بد عطايى است .
ذلِكَ مِنْ أَنْباءِ الْقُرى
؛ اين خبر كه بيان شد جزئى از خبرهاى شهرهايى است كه اهلش به هلاكت دچار شدهاند . «
نَقُصُّهُ عَلَيْكَ
» : داستانش را بر تو بازگو مىكنيم ، خبر بعد از خبر است . « منها » ضمير ، براى « قرى » است : بعضى از آنها ، « قائم » پا بر جا و برخى ديگر با خاك يكسان شده مثل زراعتهايى كه بعضى بر جاى مانده و بعضى درو شده است .
اين جملهء مستأنفه است و محلّى از اعراب ندارد .
وَ ما ظَلَمْناهُمْ
؛ به اين كه فرعون و پيروانش را به هلاكت رسانديم ، بر آنها ستمى نكرديم ،
هامش
( 1 ) - در اين آيه فرعون تشبيه به كسى شده است كه شترها را به سوى آب هدايت مىكند و پيروان او به شتران تشنه تشبيه شدهاند . كشّاف .