تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير جوامع الجامع (فارسى) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
خوانده شده .
مُرْساها
؛ تمام قرّاء « ميم » را ضمّه داده‌اند ، جز اين كه ابن محيص « ميم » را در هر دو كلمه فتحه داده و آنها را از ثلاثى مجرّد : « جرى و رسا » دانسته است ، اينها از نظر ريخت كلمه : مصدر ( ميمى ) يا اسم زمان ، و يا مكان‌اند . معناى آيه اين است : سوار بر كشتى شويد در حالى كه نام خدا را مىبريد ، يا در حالى كه مىگوييد : بسم اللَّه ، در وقت راندن و موقع نگهداشتن ( با قرائت ضم ميم ) يا وقت رفتن و ايستادن كشتى ، بنا بر قرائت ديگر اين دو معنا در صورتى است كه آنها را اسم زمان بگيريم يا مصدرى كه مضافش ( وقت ) حذف شده مثل « خفوق النّجم » و مقدم الحاج « 1 » و ممكن است آنها را اسم مكان گرفت : جاى راندن و جاى توقّف دادن . ( از باب افعال با ضمّ ميم ) . نصب اين دو كلمه به وسيلهء « بسم اللَّه » است كه معناى فعل دارد ، يا كلمهء قول در آن اراده مىشود . روايت شده است كه نوح عليه السّلام هر وقت مىخواست كشتى به راه افتد مىگفت : بسم اللَّه و هر گاه مىخواست بايستد نيز همين سخن را مىگفت : ممكن است از كلمهء : بسم اللَّه چنين اراده شود : باللّه اجراؤها و ارساؤها : راندن و توقف دادنش به فرمان و خواستهء خداوند است . كلمهء « اسم » بين جارّ و مجرور به جهت تقويت دلالت لفظ جلاله بر عظمت و قدرت است .
وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ
؛ كشتى حضرت نوح و همراهانش را بر روى آب سير مىداد ، در ميان امواجى كه از بزرگى و بلندى مانند كوه‌ها بودند .
وَ نادى نُوحٌ ابْنَهُ
؛ بعضى : « ابنها » خوانده‌اند كه مراد از ضمير مؤنث ، همسر نوح باشد ، و على عليه السّلام « ابنه » خوانده و از الف ، به فتحه اكتفاء فرموده است .
وَ كانَ فِي مَعْزِلٍ
؛ بر وزن « مفعل » : عزله عنه : او را ، راند و دور كرد . پسرش در
هامش
( 1 ) - كه در تقدير : وقت خفوق النّجم و وقت مقدم الحاج مىباشد .