غزالى گفت : ليس فى الامكان ابدع مما كان . در اسفار جلد 3 ، صفحهء 120 بحثى در اين باره دارد .
راهنماى دانشوران از خواجه طوسى نقل مىكند :
جز حكم حقى كه حكم را شايد نيست
حكمى كه ز حكم حق فزون آيد نيست
آن چيز كه هست آنچنان مىبايد
آن چيز كه آنچنان نمىبايد نيست
سعدى مىگويد :
آن كه هفت اقليم عالم را نهاد
هركسى را هرچه لايق بود داد
گربهء مسكين اگر پرداشتى
تخم گنجشك از زمين برداشتى
آن دو شاخ گاو اگر خر داشتى
آدمى را نزد خود نگذاشتى
حافظ :
مقدّرى كه به گُل نكهت و به گِل جان داد
به هركه هرچه سزا ديد حكمتش آن داد
حاجى سبزوارى مىگويد :
ما ليس موزوناً لبعض من نغم
ففى نظام الكل كل منتظم
اما در مقام اعتراض :
ناصر خسرو مىگويد : الهى فاش گويم فتنه از توست . . .
ايضاً :
بار خدايا اگر ز روى خدايى
طينت انسان همه جميل سرشتى . . . ( 1 )
شيطان هفت اشكال كرد به خدا كه در حديث است تمام شبهات عالم از اينها بيرون نيست ( 2 ) 13 . رجوع شود به سخنرانى « عقده هاى روحى » ( ماشين شده و در تاريخ . . . در راديو اجرا شده ) .
هامش
( 1 ) رجوع شود به دفتر مبدأ و معاد ، نمرهء 26 .
( 2 ) رجوع شود به ملل و نحل شهرستانى .