است .
8 . شك در روح مانند احساس درد در جسم است كه اعلام احتياج طبيعت است .
9 . آيهء * ( و وجدك ضالًا فهدى . ) * داستان غزالى و عنوان بصرى .
10 . خداوند وعدهء وصول به يقين داده است : * ( والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا . ) * 11 . حديث مردى كه آمد حضور رسول اكرم و گفت : انى هلكت . . .
12 . تشبيه ابن ابى العوجا سؤال را به سعال ( 1 ) 13 . امورى كه موجب بروز شك مىشود :
گاهى شك مولود علم و اطلاع جديد و كافى نبودن معلومات قديم براى تصميم و جزم و يقين است .
گاهى به علت تنبلى و نرفتن دنبال تحقيق است .
گاهى به علت غرض و تباه كردن عقل است .
گاهى به علت درهم ريختن سيمها و كابلها و اتصال سيمها و بهم خوردن كلافه و پيدايش گره است و معمولًا از راه عدم تشخيص موضوع است . حكما مىگويند : برخى مسائل تصديقش ملازم است با تصورش ، اشكال در تصورش است . منشأ شك در خدا همين است .
گاهى به علت اين است كه از طرفى دليل كافى بر اصل مطلب هست ولى از طرف ديگر ذهن مواجه مىشود با دليل به اصطلاح مخالف . در باب توحيد اغلب مردم دلايلى بر معرفة الله دارند ولى در موضوع خير و شر و حكمت بالغه دچار ترديد مىشوند .
14 . شكاكين يونانيان و متحيرين و شكاكين اسلام از قبيل ابوالعلا و خيام و غير اينها و همچنين ملاحده و زنادقه در اسلام از قبيل ابن ابى العوجا و ابن المقفع و ابن طالوت و بشاربن برد و غير اينها
هامش
( 1 ) [ يعنى سرفه ]