نيست ، مثل اينكه اگر ما بخواهيم براى يك بچه دبستانى يا دبيرستانى مسئلهء زمان را مطرح كنيم البته به او خواهيم گفت كه زمان آن چيزى است كه مىگذرد ، فوراً در ذهن او يك موجودى نظير آدم مجسم مىشود كه تند تند راه مىرود و عبور مىكند . در موضوع خدا و روح ، علت شك و انكار و الحاد اين است كه شاك يا منكر چيز ديگرى را به اين نام براى خود طرح كرده است . او خدا را در لابراتوار و روح را زير چاقوى تشريح مىخواهد پيدا كند ( 1 ) ! ! ! از اينجا معلوم مىشود كه چرا با اينكه توحيد يك مسئلهء ساده اى است و از نظر قرآن قابل شك نيست * ( ( أ فى الله شك فاطر السموات و الارض ) ) * گروه معتنابهى از دانشمندان جهان يا در حال انكار و الحادند و يا در حال ترديد . اگر كسى در كلمات آنها جستجو كند مىفهمد كه آنها واقعاً منكر خدا نيستند ، منكر چيزى هستند كه خودشان در ذهن خودْ خدا فرض كردهاند . ما هنوز يك نفر منكر خدا پيدا نكردهايم ، همهء منكرين خدا منكر مفروض ذهن خود هستند كه هيچ گونه صفات خدايى ندارد . قرآن كه مىگويد در خدا نمىتوان شك كرد ، يعنى از نظر دليل نه از نظر موضوع . علت ديگر شك و شبهه ها مواجه شدن به اصطلاح با دلايل مخالف است . البته در باب توحيد دليل مخالف بر اثبات صانع يا توحيد يا احديت يا علم و قدرت حق نداريم . آنچه به صورت دليل مخالف داريم شبهاتى است در موضوع حكمت بالغه و نظام احسن ( 2 ) . در اين زمينه به صورت شعر و نثر ، به صورت موافق و مخالف ، زياد سخن گفته شده است .
در خود قرآن مىفرمايد : * ( ربنا الذى اعطى كل شىء خلقه ثم هدى ) * ( 3 ) * ( . و الذى قدّر فهدى . الذى خلق سبع سموات طباقاً ما ترى فى خلق الرحمن من تفاوت فارجع البصر هل ترى من فطور . . .
هامش
( 1 ) رجوع شود به يادداشتهاى توحيدى ، سخنرانيهاى انجمن باغ صبا .
( 2 ) و به عبارت ديگر در كار خدا . شناختن كار خدا از شناختن خود خدا مشكلتر است . شناختن خدا فطرى است نه كار خدا كه اين صد درصد فلسفى است .
( 3 ) ايضاً : * ( الذى احسن كل شىء خلقه .