تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
بالطبيعه شك مىكند ، بايد متوجه يك اصل ديگر هم باشد و آن روحيهء شتابزدگى است كه در طبيعت بشر هست : * ( خلق الانسان من عجل . و كان الانسان عجولًا . ) * دكارت هم يكى از اصول چهارگانهء منطقش پرهيز از شتابزدگى است . بشر شاك در اثر حالت شتابزدگى ، مرز شك را حفظ نمىكند و به وادى انكار كه نوعى جزم است گام مىنهد . خطر بزرگ همين است . همين شتابزدگى همواره « مىدانم كه نيست » را به جاى « نمىدانم » مىگذارد . قرآن كريم مىفرمايد همواره چنين است كه انكار منكرين مبنى بر علمى نيست بلكه ظن و گمان و تخمين را به جاى جزم و يقين به كار مىبرند : * ( و قالوا ما هى الَّا حياتنا الدنيا نموت و نحيا و ما يهلكنا الَّا الدهر و ما لهم بذلك من علم ان هم الَّا يظنون . و ان تطع اكثر من فى الارض يضلوك عن سبيل الله ان يتبعون الَّا الظن و ان هم الَّا يخرصون . بل ادارك علمهم فى الاخرة . ) * ايضاً آيات سورهء مباركهء نجم . ايضاً : * ( يعلمون ظاهراً من الحيوة الدنيا و هم عن الاخرة هم غافلون . ) * اين را هم بايد دانست كه بعضى خيال مىكنند كه انكار دليل نمىخواهد ، در صورتى كه انكار هم دليل مىخواهد و آنها يك امر قضايى را با يك امر فلسفى اشتباه كرده‌اند . در گفتار « انكارهاى بى جا » ( 1 ) در اين باره بحث كرده‌ايم ، رجوع شود . 8 . حديثى از بصائرالدرجات و سخنى از بوعلى در اين زمينه هست . براى اين حديث رجوع شود به ورقهء علم و يقين - تصديق و تكذيب بايد مبناى علمى و قطعى داشته باشد ، و براى كلام بوعلى رجوع شود به ورقهء انكارهاى بى جا . 9 . عطف به نمرهء 2 گفتيم دو نوع شك داريم : شكى كه وسواس است و شكى كه عطش و تشنگى و اعلام حاجت طبيعت است . شايد آنچه در سورهء مباركهء * ( قل اعوذ برب الناس ) * آمده است همان وسوسه هاى قسم اول باشد ( 2 ) و اما آنچه در حديث وارد شده كه
هامش
( 1 ) [ در كتاب بيست گفتار ] ( 2 ) براى اين قسمت رجوع شود به سفينة البحار مادهء « بلس » و « شطن » و « وسوس » .