تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

شكايت از علم و هنر و كمال كه موجب محسود شدن و بدبختى است

عن وفيات الاعيان جلد 1 ، صفحهء 136 ، قاضى ارّجانى :
لو كنت اجهل ما علمت لسرّنى جهلى كما قد سائنى ما اعلم كالصعو يرتع فى الرياض و انما حبس الهزار لانه يترنم
سعدى ، غزليات :
اى بلبل خوش سخن چه شيرين نفسى سرمست هوا و پاى بند هوسى ترسم كه به ياران عزيزت نرسى كز دست زبان خويشتن در قفسى
ايضاً مواعظ :
از لطافت كه هست در طاووس كودكان مىكَنند بال و پرش
مولوى :
دشمن طاووس آمد پرّ او اى بسا شه را بكشته فرّ او
ايضاً مثنوى داستان طاووسى كه پرهاى خويش را مىكَند . آيهء كريمه : * ( ام يحسدون الناس على ما اتيهم الله من فضله . ) * داستان يوسف كه : * ( احب الى ابينا منا و نحن عصبة ) * و موجب افتادن يوسف در چاه و غيره شد . رجوع شود به ورقهء درد داشتن ناشى از حساسيت است .

شكايت از روزگار

ساغرم خالى و دل پر خون است چكنم كار فلك وارون است دشمنانند قوى پنجه مرا كه از آن جمله يكى گردون است
( عاشق اصفهانى از شعراى عهد زنديه ) * ( لقد ملئتم قلبى قيحاً و شحنتم صدرى غيظاً . ) *