حركت كنند آبى تهيه كنند و بخورند ندارند . داستان تنبلهاى شاه عباس .
3 . گفتيم كه شك از آن جهت كه مقدمهء طلب و جستجوى علمى است و مقدمهء حركت به سوى يقين است مقدس است ، نوعى احساس عطش است ، البته كمال و مقدس است . بايد توجه داشت كه اهل يقين همواره وادى شك و تحير را طى كردهاند . داستانها از اهل يقين هست كه در ابتدا دچار شك و ترديد بودهاند ، مثل داستان غزالى . از مقدمهء اسفار نوعى تحير در ابتداى امر از صدر المتألهين ظاهر مىشود . از همه بالاتر اينكه خداوند دربارهء سرسلسلهء اهل يقين مىفرمايد : * ( ا لم يجدك يتيماً فاوى . و وجدك ضالًا فهدى . و وجدك عائلًا فاغنى . ) * مسلماً رسول اكرم مدتى از عمر خود را كه در خلوت بسر مىبرد ، به تأمل مىگذراند و تأمل شأن يك شخص متجسس و متحير و محقق و كاوشگر است و همان بود كه دنبال خود هدايت را آورد .
شكيات فلسفه :
4 . شكيات فلسفه از شكيات فقه مهمتر است . شكيات فقه قسمتى جزئى از فقه است ولى شكيات فلسفه مكتبها را از هم جدا مىكند .
5 . برخى فلاسفه مطلقاً طرفدار شك مىباشند و برخى ديگر كه به يقين رسيدهاند ، فلسفهء خود را از شك آغاز كردهاند . ما هم گفتيم كه شك مقدمهء يقين است و سائق حقيقت است و محرك و مهيج روح بشر است ، ولى اينجا يك مطلب هست در جواب آنها كه مىگويند در همه چيز شك مىكنيم و يقين را مطلقاً طرد مىكنند و بشر مفكَّر را موجود شكى مىدانند ، و آن اينكه بشر قبل از آنكه موجود شكى باشد موجود جزمى است ، زيرا حداقل اين است كه خود شك خود را مىيابد يعنى خود شك را جزماً مىيابد ، در خودِ شك شك ندارد ، پس بشر قبل از آنكه شكى باشد جزمى است . ديگر اينكه جزميونى هستند كه گفتيم فلسفهء خود را از شك آغاز مىكنند ، مانند دكارت . اينها بر خلاف شكاكان كه در همه چيز شك مىكنند معتقدند خود شك مقدمهء يقين است يعنى از شك ، ما به يقين
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 77
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٧