تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
بعضىها دليل بر رشد و قوّت فكرى آنهاست . حيوان شك نمىكند ولى جزم حيوان دون مرتبهء شك است . فرق است بين جزم دون شك و جزم فوق شك . بعضىها متوجه اين نكته شده‌اند كه برخى از شكها بر برخى از يقينها ترجيح دارد ولى خيال كرده‌اند منتهاى كمال اين است كه بشر در همه چيز به ديدهء شك و ترديد بنگرد و حال آنكه شك فضيلت مقدّمى دارد كه مقدمهء وصول به حقيقت باشد ، و بسيارى از مردم جزم دون شك دارند . شك ابوالعلا ( 1 ) مثلًا فوق جزم يك آدم كودن عادى است ولى دون جزم غزالى يا صدر المتألهين است يعنى بعضى جزمها عين نفهمى است و شك مقدارى فهم است و جزمى ديگر فهم كامل است . شك آنگاه كمال است كه شك تنبلها نباشد يعنى شك ، تشنگى و عطش و اعلام احتياج طبيعت است به غذاى روحى ، همان طورى كه احساس تشنگى اعلام خاص طبيعت است و همان طورى كه درد اعلام طبيعت است به نوعى اختلال عفونى يا عضوى . به قول مولوى :
حسرت و زارى كه در بيمارى است وقت بيمارى همه بيدارى است پس بدان اين اصل رااى اصل جو هركه را درد است او برده است بو هر كه او بيدارتر پر دردتر هركه او هشيارتر رخ زردتر
شك واقعى سائق حقيقت است ، اما به شرط اينكه توأم با تنبلى نباشد و مثل آدمهاى تشنه كه ساعتها تشنه بسر مىبرند و حالِ اينكه
هامش
( 1 ) رجوع شود به كتاب ابوالعلاء از كتب جيبى .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 76 | مرتضى مطهرى