تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
مىتوان جزم كرد يا نه و چه چيز از نظر اعتماد فكرى قابل اطمينان است و اينكه آيا دريافتهاى عقل قابل اعتماد است يا دريافتهاى حس يا هر دو يا هيچ كدام و اينكه تكليف انسان با اين همه خطاهاى فكر و خطاهاى حس چه مىشود ، از مسائلى است كه از قديم الايام مورد توجه بشر بوده است . بسيارى از فلاسفه به عنوان شكاكان شناخته مىشوند . در يونان قديم و در اسلام و در اروپاى جديد گروهى هستند شكاك و اساس فكرشان را شك و تحير تشكيل مىدهد . 2 . ما دو نوع شك داريم : شكى كه بيمارى و مرض است مثل شكوك كثيرالشكها و وسواسيها در طهارت و نجاست و وضو و غسل و نماز و روزه كه به آنچه طبعاً بايد يقين كنند ، يقين نمىكنند . داستانها از وسواسيها خصوصاً در ميان طلاب هست و اين مىرساند كه اجمالًا گاهى به عللى قوهء خيال آنچنان مسلط مىشود كه مانع استقرار ذهن بشود . برخى در مسائل فلسفى و كلى دچار چنين بيمارى هستند . نوع ديگر از شك مقتضاى طبيعت كاوشگر و بحّاث و فحّاص بشر است كه مىخواهد از همه چيز مطلع شود . اين نوع از شك مقدمهء يقين است و كمال است و ترجيح دارد بر جزم بعضى از جزميون . بعضى مانند كسى هستند كه راهى پيش گرفته و سر را زير انداخته مىروند و متوجه اطراف نيستند ، قهراً سؤالى هم براى آنها پيش نمىآيد . ولى براى برخى ديگر به اين دليل سؤال پيش مىآيد كه به اطراف و جوانب متوجهند . و نيز علت جزم بعضىها حسن ظن فوق العاده و مقهوريت فكرى فوق العاده اى است كه نسبت به قدما دارند و برخى ديگر داراى نوعى از روح تمرد و عصيان عليه مسلَّمات گذشته‌اند ( 1 ) . به هر حال حالت استقلال فكرى و منقاد نبودن
هامش
( 1 ) نوعى كفر به طواغيت است ، نوعى فعاليت جسورانه و متجرّيانه است ، جرأت و شهامت و شجاعت عقلى و جسارت دماغى است . بعضى دماغها آنقدر جسارت و شجاعت ندارند كه به خود شك راه دهند ، از ترسْ شعور باطن آنها به آنها جزم تحميل كرده است . رجوع شود به ورقه هاى سؤال و ورقه هاى بعثت رسول اكرم و ورقه هاى انكار بى جا و دفتر 93 نمرهء 69 ، تحت عنوان « تسليم و انقياد يا تمرد و عصيان » .