و عمل هم بستگى دارد . با اين سه ركن مىتوان جلو شك و وسواس و سؤال را گرفت .
به طور كلى صلاح و فساد اخلاق در يقين و شك و سؤال اثر دارد . مردم نوعاً يك نوع اضطراب در درون خود احساس مىكنند و به جاى اينكه در عمل اين اضطراب و وسوسه را رفع كنند مىخواهند با زور پرسش و مجادله رفع كنند ، چرا ؟ چون پرسش ساده و آسان است و عمل مشكل . از عمل به سؤال پناه مىبرند و اين شدنى نيست .
همينطور كه يك نفر تنها با پرسش از استاد طبيب نمىشود مگر آنكه وارد عمل شود ، در امور دينى هم همينطور .
9 . رجوع شود به كشف المطالب قرآن صفحهء 31 .
در جلد دوم كتاب شبلى شميّل : مقالة القرآن و العمران به مناسبتى مىگويد : الشك اول مراتب الرشد .
شك و انكار
رجوع شود به قصة الفلسفة اليونانية ضمن احوال سوفسطائيون ( ص 106 ) ، مىگويد :
. . . هكذا تتتابع حلقات الفكر فى التاريخ فيكون بنّاء فى اوله هدّاماً فى آخره . . .
مجموعاً فلسفهء ظهور شك و شكاك را از لحاظ عقل ذكر مىكند ، مراجعه شود .
شك و يقين
1 . شك و ترديد و جزم و يقين در امور عالم و اينكه آيا به چيزى