3 . يك منشأ شكها و شبهه ها ، عقده ها و گره هاست كه در دستگاه انديشه پيدا مىشود .
4 . خطبهء نهج البلاغه : * ( و انما سميت الشبهة شبهة . . . ) * 5 . يكى ديگر از منشأهاى شك و شبهه و وسوسه در امور دينى اين است كه پيغمبران حقايق را به صورت امثال مىگفتند ، زيرا پيغمبران با همهء طبقات سر و كار داشتند و جواب يك عامى را هم مطابق فهم خود او مىدادند . يك فرق انبيا و فلاسفه در همين است كه فلاسفه با يك طبقهء خاص ، آن هم طبقهء ممتاز از لحاظ فهم روبرو هستند و پيغمبران با عموم طبقات . * ( نحن معاشر الانبياء امرنا ان نكلم الناس على قدر عقولهم . ) * رجوع به ورقه هاى رهبرى نسل جوان .
6 . هم انبيا و اوليا و هم علما هميشه مبتلا بودهاند به سؤالات بيجاى مردم .
7 . سؤالات بى جا از قبيل سؤال از فلسفهء جزئيات احكام و پرداختن به توجيه و تفسير آنها و همچنين از اسرار قضا و قدر و جبر و تفويض دربارهء بسيارى از مردم و جزئيات تاريخ دينى از قبيل نام مادر موسى و نام سگ اصحاب كهف و اينكه رنگ لباس حضرت امير در صفين يا جمل چه بوده و يا سؤال از اسم اسب حضرت امام حسين و غيره و همچنين سؤال از خصوصيات معراج .
8 . چيزهايى كه سبب مىشود سؤال بى جا كم شود :
الف . دين را از اساس و ريشه ياد گرفتن و معتقد شدن ، همان طورى كه در ورقه هاى اول الدين معرفته گفتهايم .
ب . شناختن افق دين كه افقى بالاتر از افق محسوسات و مشهودات است و اين خود به حس تعبد كمك مىكند . روح تعبد جلو سؤال بى جا را مىگيرد .
ج . عمل و آزمايش دينى . آدمى كه به دين عمل مىكند خود به خود در عمل ، راستى و استقامت و حقيقتى در دستورها مىيابد . لهذا آنهايى كه عمل نمىكنند بيشتر سؤال مىكنند و بيشتر دچار شك و وسوسه مىباشند . دين همان طورى كه با عقل بستگى دارد ، با وجدان
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 73
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٣