تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 58

مساهمون:

ص٥٨
اقدس الهى ابا دارد از اينكه دانى در مرتبهء او قرار گيرد . صحبت اينكه چرا لازم است اينچنين باشد يا نباشد به مفهوم كلامى قضيه يعنى حسن و قبح و وجوب و تكليف نيست ، صحبت ضرورت و امتناع خلاف است . هيچ فيضى بلاواسطه به مخلوقات دانى نمىرسد . شفاعت باطل و شفاعت صحيح : تقسيم ديگر ( 1 ) شفاعت اين است كه شفاعت منقسم مىشود به باطل و صحيح . شفاعت باطل دربارهء خدا عبارت است از اعمال نفوذ و به وسيلهء پارتى ، كه معمولًا در دنيا در زمينه هاى ضعف قانون و وجود متنفّذين مخصوصاً ملوك الطوايف صورت مىگيرد . متنفذين از خود حساب و هدف و كارها و مطلوبهايى دارند ، و قانون حساب و هدف و مطلوبهاى ديگر . شخص خاص ، خود را مردد مىبيند ميان رعايت قانون و جلب رضايت و هدف مقنن و قانون و ميان جلب رضايت و تأمين هدف پارتى متنفذ . به جاى اينكه وظيفهء خود را در اداره مثلًا انجام دهد ، دنبال كارهاى شخصى متنفذ مىرود يا با شعر و مديحه سرايى و تملق نظر پارتى را جلب مىكند . پارتى قادر است على رغم ميل و رضاى اصلى قانون و مقنن ، موافقت او را جلب كند ( 2 ) . پول و پارتى ( دو « پ » ) يا شفاعت و عدل : هر جا كه قانون ضعيف است پول و پارتى قوى است ( دو « پ » ) . پارتى و پول همانهاست كه در قرآن به عنوان شفاعت و عدل ياد شده است : * ( يوماً لاتجزى نفس عن نفس شيئاً و لايقبل منها شفاعة و لايؤخذ منها عدل ) * . حاميان پرزور : همچنان كه در زمينهء مقررات ضعيف ، حاميان پرزور كه حاميان قانون از آنها چشم مىزنند نيز احياناً وجود پيدا مىكنند . خداوند اين را با جملهء * ( و لا هم ينصرون ) * نفى كرده است . فرق شفاعت حق و شفاعت باطل در اين است كه يكى از بالا و ديگرى از پايين شروع مىشود : فرق اساسى شفاعت حق و باطل در اين است كه شفاعت حق جريانى است كه از خدا شروع مىشود و به شفيع مىرسد و از شفيع به مذنب . خداوند علت است و شفيع هم علت است و هم معلول ، هم
هامش
( 1 ) اين تقسيم بايد قبل از تقسيم اول ذكر شود . ( 2 ) و آن همان است كه خلاف عدل الهى است و از اين جهت اين بحث با عدل الهى مربوط مىشود .