قبيل امكان اشرف ) حكم مىكرديم كه در آن جهان واسطهء مغفرت يك عقل كلى يا نفس كلى است ، ولى قرآن روشن كرده است كه وسيلهء مغفرت يك نفس بلكه نفوس كليه و جزئيهء بشرى على اختلاف مراتبهم است .
كدام فيض مادى يا معنوى به انسان بلاواسطه رسيده است كه ما فيض مغفرت را بلاواسطه بدانيم ؟ .
شفاعت از اصول معارف قرآن است :
عليهذا شفاعت از مهمترين اصول و معارف قرآن است . عجيب است كه افرادى از اين كشور كه مهد موحدينى مانند ملاصدرا و خواجه نصير و بوعلى است ، مىخواهند توحيد در عبادت را از ابن تيميه و محمدبن عبدالوهاب فرا گيرند .
شرط شفاعت :
اما مسئلهء اينكه شرط شفاعت چيست و چه كسانى مشمول شفاعت مىشوند .
فرق مغفرت و شفاعت از لحاظ مفهوم :
روى اصول گذشته ، مسئلهء شفاعت همان مسئلهء مغفرت است . بخشش و پوشش و شستشو را كه به خداوند نسبت دهيم مغفرت است و همين كه به واسطه نسبت دهيم يعنى وساطت واسطه ، وساطتى كه از خدا شروع مىشود ، نامش شفاعت است . در اينجا از لحاظ عقلى شرطش جز قابليت و امكان چيزى نيست ، زيرا رحمت الهى غير متناهى است . در مسئلهء قابليت اين بحث هست كه آيا در مورد خداوند و قدرت نامتناهى او قابليت معنى دارد يا ندارد ؟
عرض مىكنم در عين اينكه « والقابلية من فيضه الاقدس » يعنى قابليت برون از فيض بارى نيست ، ( به يك معنى ) قابليت درست است ( 1 ) . اينجا مسئلهء امكان خلق شريك و يا قرار دادن آسمانها در تخم مرغ پيش مىآيد . پس مسئله دو طرف دارد : يكى اينكه ناقابلها مشمول نخواهند شد ، ديگر اينكه هر قابلى مشمول خواهد شد .
اما اينكه هر قابلى مشمول خواهد شد ، همان مسئلهء سعهء رحمت است : * ( وسعت كل شىء رحمة و علماً . و برحمتك التى وسعت كل شىء . ) * شفاعت نيز كه وساطت است آيا اعتبار محدود است يا اعتبار
هامش
( 1 ) در اين جهت در ورقه هاى عدل الهى خوب بحث شده است .