اين شفاعت همان وساطت مطلق است كه نسبت به اهل نعيم ، شفاعت ناميده مىشود .
جريان سبقت رحمت بر غضب و يا مغفرت :
و اما قسم دوم شفاعت بخشش گناه است . علاوه بر جريان اعمال و قدمهايى كه انسان برمىدارد ، يك جريان ديگر هميشه در جهان هست : جريان رحمت و سبقت رحمت بر غضب .
كفرها عارضى است :
و اينكه اصل ، رحمت و فوز به سعادت است و شركها و كفرها عارضى است و عارضيها به جاذبهء حقيقت تا حدى كه امكان هست زايل مىگردد .
شستشو در خلقت :
دستگاه رحمت الهى دستگاه شستشو است نظير شستشوى طبيعت كثافتهاى هوا را ، كثافتهاى زمين را . در ساختمان هر زنده اى خداوند قوه و قدرتى قرار داده به نفع و حمايت صحت و سلامت .
اصل مغفرت يا اصل شستشو و يا اصل بازگشت به فطرت و خلقت و سلامت و صحت :
آيا قدرت دواى مفيد و غذاى مضر برابر است ؟ ابداً ، طبيعت و خلقت حالت برگشت به اصل اوليه دارد : * ( كل مولود يولد على الفطرة . . . ) * مغفرت عبارت است از شستشو دادن دلها و روحها تا حدى كه قابل شستشو باشد .
البته بعضى دلها قابليت شستشو ديگر ندارند . لهذا دارد همهء مردم احتياج دارند به فضل خدا و رحمت خدا و مغفرت خدا . * ( ليغان على قلبى و انى لاستغفرا لله كل يوم سبعين مرة . من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه . ) * پس اصل غفران و بخشش و گذشت هست .
اكنون نوبت اين است كه بفهميم اگر بنا هست كه بخشش و مغفرت صورت گيرد ، چرا به واسطهء كُمّلين بشر صورت گيرد ؟ چرا رحمت الهى بدون واسطه صورت نگيرد ؟ .
هيچ رحمتى و از آن جمله رحمت مغفرت و شستشو بلاواسطه نيست :
جواب اين است : به همان دليلى كه وحى بلاواسطه صورت نمىگيرد ، به همان دليل كه هيچ رحمتى بدون واسطه نيست ، به دليل اينكه مثلًا گياه بدون ابر و باد و باران نمىرويد .
او به همه قريب است اما همه به او قريب نيستند :
نظام عالم ترتيبى دارد تخلف ناپذير ، ارواح كليهء نفوسِ كليه اقرب به رحمت پروردگارند ، رحمت پروردگار به همه قريب است ولى همه به يك نسبت به رحمت پروردگار قريب نيستند ، به همان دليل كه جبرائيل واسطهء وحى و ميكائيل واسطهء رزق و اسرافيل واسطهء حيات و عزرائيل واسطهء قبض است ، به همان دليل كه ثابت شده علوّ ذات
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 57
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٥٧