وساطت در تبليغ و دعوت :
در صفحهء 170 نيز در جواب اشكال ششم مىفرمايد : اينكه انبيا ميان خدا و مردم در اخذ و تبليغ وحى و هدايت و دعوت مردم به خدا واسطهاند و اينها مانند تخمهايى هستند در اين دنيا كه در آن جهان نشو و نمو مىكنند ، يكى از مصاديق شفاعت است .
شفاعت پاداش و شفاعت رفع عقاب و مغفرت :
عليهذا شفاعت منقسم مىشود به شفاعت عمل و پاداش يعنى شفاعتى كه سبب مىشود انسان به پاداش خود برسد ، و شفاعتى كه براى رفع عقاب است .
شفاعت پاداش دربارهء همه غير از پيغمبر آخرالزمان صادق است :
قسم اول عبارت است از ظهور اعمال اين جهانى انسان در آن جهان . هركس در اين جهان واسطهء خير و هدايت ديگرى بوده است ، در آن جهان نيز به صورت شفيع ظهور مىكند . اين شفاعت حتى دربارهء معصومين نيز صدق مىكند . رسول خدا شفيع اميرالمؤمنين ، و اميرالمؤمنين شفيع حسنين و همينطور تا علما و مردم عادى چنان كه در حديث نقل شده است .
ولى قسم دوم عبارت است از ظهور رحمت و مغفرت پروردگار به واسطهء شفعا براى مذنبين . اولى قوس صعود است و دومى چيزى شبيه قوس نزول ( 1 ) ، يا اول از قبيل علل اعدادى است كه از سافل شروع مىشود و دوم از قبيل علل ايجابى است كه از عالى شروع مىشود . مبناى شفاعت اول تجسم و ظهور اعمال اين جهان است به همان كيفيتى كه در اين جهان واقع شده است .
شفاعت عمل ، تجسم و ظهور اعمال است :
آنچه در اين جهان واقع مىشود ، در آن جهان به صورت عينى ظاهر مىشود بدون كم و كاست . لهذا در آيهء كريمه مىفرمايد : * ( يوم ندعوا كل اناس بامامهم . ) * دربارهء فرعون دارد : * ( يقدم قومه يوم القيمة فاوردهم النار و بئس الورد المورود . ) * اين تقدم و پيشوايى يك امر تشريفاتى نيست . در آن جهان تشريفات وجود ندارد هرچه در اينجا واقع شده ، در آنجا ظاهر مىشود . فرعون در همين دنيا مردمى را با خود به جهنم برد و در آن دنيا ظاهر و هويدا و محسوس مىشود . لذتها و دردها ظاهر مىگردد .
هامش
( 1 ) تعبير درستى نيست .