تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩
آخذ است و هم معطى ، و مذنب فقط آخذ و معلول است . اما شفاعت باطل از مذنب شروع و به مشفوعٌ عنده ختم مىشود يعنى مذنب واسطه را برمىانگيزد و واسطه مشفوعٌ عنده را ، شفيع تحت تأثير مجرم است و مشفوعٌ عنده تحت تأثير شفيع ، عليهذا مشفوعٌ عنده معلولِ معلولِ مذنب است ( 1 ) . اما به بيانى كه ما گفتيم كه شفيع وسيله و واسطهء غفران است ، خصوصاً با تعبير عجيب و خارق العادهء * ( قل لله الشفاعة جميعاً ) * و همچنين تعبيرات : * ( و لايشفعون الَّا لمن ارتضى ) * يا : * ( الَّا من اذن له الرحمن و رضى له قولًا ) * ( 2 ) يا : * ( من ذا الذى يشفع عنده الَّا باذنه ) * ، شفاعت يعنى نفس وسيله انگيزى ، و وسيله و فيضى كه از ناحيهء آن وسيله مىرسد از خدا آغاز مىشود ( 3 ) . در شفاعت حق ، [ وسيله ] وسيله بودن خود را از مشفوع عنده و در شفاعت باطل از شفيع كسب مىكند : در شفاعتهاى دنيايى كه در آن جهان نيست ، وسيله صفتِ وسيله بودن را از ناحيهء مجرم كسب مىكند ، مجرم است كه وسيله را وسيله قرار داده است . ولى در شفاعت آن جهانى ، وسيله صفتِ وسيله بودن را و شفيع صفتِ شفيع بودن را از خداوند كسب مىكند . آيا للمذنب الشفاعة يا لله الشفاعة ؟ : در شفاعتهاى دنيوى بايد گفت : للمذنب الشفاعة ، يعنى سلسله جنبان شفاعت مجرم است اما در شفاعت حقيقى تعبير صحيح همان است كه قرآن كرده است كه : * ( قل لله الشفاعة جميعاً ) * . قاعدهء امكان اشرف : ما اگر فرضاً قرآن هم از شفاعت يعنى وساطت درجات و هم وساطت غفران نام نبرده بود به حكم برهان محكم عقلى ( برهانى از
هامش
( 1 ) در فلسفه ثابت شده كه خداوند همانطور كه در ذات واجب و غير معلول است ، در صفات نيز چنين است . واجب بالذات ، واجب من جميع الجهات و الحيثيات است . ( 2 ) ايضاً * ( و لايملك الذين يدعون من دونه الشفاعة الَّا من شهد بالحق و هم يعلمون ) * ( زخرف ، 86 ) ( 3 ) نكتهء مهمى اينجا در باب توجه به شعفاء از ناحيهء توحيد و عبادت پيدا مىشود . اگر توجه اصلى به خدا باشد و از توجه به خدا توجه به وسايط و وسايل پيدا شود ، عين توحيد و عبادت حق است . ولى اگر توجه به شفعاء مستقل از توجه به خدا باشد ، ياد شفيع بيشتر از ياد خدا در دل باشد ، توجه به شفيع اصل باشد و توجه به خدا فرع ، منافى توحيد است .