بسيارى از حماسه هاست كه خوب نيست ، تعصب و جهالت است ، مانند حماسه هاى نژادى و قومى از قبيل « العزة للعرب » و امثال اينها .
اين نوع حماسه است كه على عليه السلام در خطبهء قاصعه ( 190 ) مىفرمايد :
و لقد نظرت فما وجدت احداً من العالمين يتعصب لشىء من الاشياء الَّا عن علة تحتمل تمويه الجهلاء او حجة تليط بعقول السفهاء غيركم فانكم تتعصبون لامر لايعرف له سبب و لا علة ، اما ابليس فتعصب على ادم لاصله و طعن عليه فى خلقته فقال :
انا نارىّ و انت طينى . و اما الاغنياء من مترفة الامم فتعصبوا لاثار مواقع النعم فقالوا : نحن اكثر اموالًا و اولاداً و ما نحن بمعذبين . فان كان لابد من العصبية فليكن تعصبكم لمكارم الخصال و محامد الافعال و محاسن الامور التى تفاضلت فيها المجداء و النجداء من بيوتات العرب و يعاسيب القبائل .
پس حماسه احساس شخصيت است . چيزى كه [ هست ] منشأ احساس شخصيت متفاوت است . يكى از آن جهت در خود احساس شخصيت مىكند كه جزء قومى است و آن قوم افتخاراتى دارند از مجد و عظمت ( كه گاهى در واقع آن مجدها اسباب ننگ است ) يعنى قومى به تاريخ خود مىبالد ، يكى به پست و مقام خود ، يكى به مال و ثروت خود ، يكى به كرامت نفس خود . از اين رو شايد بشود گفت كه حماسه عبارت است از نوعى بالندگى . رجوع شود به ورقهء حماسهء سيدالشهداء .
مسئلهء مشكل در مورد كرامت نفس ، تفكيك ميان آن و ميان خودبينى است كه ريشهء اعجاب و تكبر است . از طرفى ما تعبيراتى مىبينيم از قبيل كرامت نفس ، عزت نفس ، احترام نفس كه بدانها توجه داده شده است و از طرفى تعبيراتى از قبيل جهاد با نفس ، مخالفت با
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 493
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٩٣