اين گونه تقليد مولود از دست دادن تعقل و بيدار نبودن و اسير بودن و محكوم بودن و غير مستقل بودن عقل است . و يك نوع تقليد است كه مولود ضعف نفس و عدم كرامت و شخصيت است و آن همان است كه فردى از فرد ديگر در راه رفتن يا سخن گفتن يا لباس پوشيدن تقليد مىكند ، يا ملتى آداب ملت ديگر را بىدليل قبول مىكند در لباس يا معاشرت و حتى در اسم گذاشتن روى افراد و يا تابلو به خط فرنگى از طرف يك نفر ايرانى نوشتن و در تعبيرات دائماً كلمات فرنگى به كار بردن بدون [ اينكه ] آن كلمات زبان ملى يا دينى آنها باشد و امثال آنها كه الان در ايران زياد شايع شده ، مثلًا در راديو وقتى مىخواهد در مسابقات بگويد آفرين مىگويد : براوو .
يك تقليد آن است كه درباره اش گفته شده : * ( اولو كان اباؤهم لايعقلون شيئاً و لايهتدون ) * و يكى آن است كه درباره اش گفته شده : * ( قل ان الخاسرين الذين خسروا انفسهم ) * ، و اين دو گونه تقليد است و دو منشأ دارد و بايد از اين جهت مورد توجه قرار گيرد .
16 . رجوع شود به دفتر 89 : اقسام آزادى و اينكه در همهء آنها محفوظ ماندن كرامت و عزت شرط است و فرق بين آزادى و افسارگسيختگى و بىبند و بارى مذموم همين است ، يعنى كرامت نفس است . پس در حقيقت بايد كرامت نفس لطمه نخورد و مقيد نباشد .
17 . در دعاى ابوحمزه بر خلاف گفتهء جنيد كه گفته : لايكون العارف عارفاً حتى يكون كالارض يطائه البر و الفاجر ، مىفرمايد :
* ( الحمد لله الذى وكلنى الى نفسه فاكرمنى و لم يكلنى الى الناس فيهينونى ) * - رجوع شود .
18 . مىگويند : فيثاغورس شاگرد خويش را اندرز مىدهد كه هميشه خويشتن را محترم بدار ، زيرا هركس چنين كرد عقل و بدنش را از رذايل و پستيها محفوظ داشته است .
شيخ الرئيس در نمط نهم اشارات مىگويد :
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٩١