تقواست ( 1 ) چون نفس از سنخ وجود و هستى و حقيقت است با هرچه بر ضد حقيقت باشد و از نوع باطل و پوچى و عدم باشد مغاير است ، چون از سنخ قدرت و ملكوت است با عجز و ضعف و مهانت و هرچه از اين سنخ است مخالف است ، چون از نوع قداست است با هرچه آلودگى به ماده و طبيعت و اخلاد الى الارض و خاكى شدن و دنيازدگى است مغاير است ، چون از نوع حريت است و عين اختيار و آزادى است بر ضد مملوكيت و اسارت و محدوديت است ( اعم از اسارت داخلى يا خارجى ) و چون از نوع علم است بر ضد جهل است ، چون از نوع نور است بر ضد ظلمت است ، چون از نوع حيات است بر ضد موت و مردگى و جمود و انجماد است ، چون از نوع رحمت است بر ضد امساك و انقباض است ، و چون از نوع عظمت است بر ضد حقارت است .
انسان بالفطره در مقابل تجليات الهى انسان - هرچند آنها را در غير مشاهده كند - خاضع است ، چنان كه مىبينيم قهرمانهاى علم ، قدرت ، عظمت و غيرها را انسان فطرتاً محترم مىشمارد و آنها را ما فوق امور پست مادى فانى مىشمارد . انسان وقتى كه به گوهر ذات درونى خود پى ببرد ، همان احترام را براى خود قائل مىگردد .
تعبيراتى كه در اسلام در زمينهء كرامت و عزت نفس آمده است مختلف است و جامع همه « مكارم الاخلاق » است :
الف . عزت نفس ، مانند : * ( و لله العزة و لرسوله و للمؤمنين . ) * ايضاً حديث نبوى : * ( اطلبوا الحوائج بعزة الانفس ) * . ايضاً : * ( ان الحياة فى موتكم قاهرين و الموت فى حياتكم مقهورين ) * ( نهج البلاغه ) . ايضاً : * ( موت فى عز خير من حياة فى ذل ) * ( بلاغة الحسين ، نقل از 17 بحار ) . ايضاً : * ( هيهات منّا الذلة .
هامش
( 1 ) به عبارت ديگر ، اين توجه و شناخت همان توجه به حقيقت * ( نفخت فيه من روحى » است كه از سنخ ملكوت است .