تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
الزهد عند غيرالعارف معاملة ما كأنه يشترى بمتاع الدنيا متاع الآخرة و عند العارف تنزه ما عما يشغل سرّه عن الحق و تكبر على كل شىء غير الحق . 19 . كرامت انسان همان ارزش ذاتى اوست و چنان كه در ورقه هاى درد انسان و دواى او در خود اوست گفتيم ، موضوع ارزش انسان ، هم در شرق و هم در غرب مورد توجه واقع شده . چيزى كه هست در شرق از جنبهء آسمانى و در غرب از جنبهء زمينى مورد توجه واقع شده . در شرق به مسئلهء جام جم بودن و « سالها دل طلب جام جم از ما مىكرد - وانچه خود داشت ز بيگانه تمنا مىكرد » منتهى شده و در غرب به اعلاميهء حقوق بشر كه محور همهء موادش ارزش ذاتى انسان است . رجوع شود به آن ورقه ها . 20 . تكليف از نظر عامه كلفت و مشقت است ولى از نظر يك عارف روشن بين تكريم و تشريف و مصداق « * ( و لقد كرمنا بنى ادم ) * » است . سيد بن طاوس روز بلوغ خود را جشن مىگرفت به عنوان اينكه روزى است كه به من اين تشريف شده و اجازهء رسمى مناجات و نماز و دعا داده شده است . عليهذا در نظر آن مرد بزرگ ، تكليف تشريف بوده است . 21 . امروز اصطلاحى است كه مىگويند : زندگى بايد حماسه اى داشته باشد ، زندگى بىحماسه خشك و بىروح است . كلمهء « حماسه » در لغت به معنى شدت يا شجاعت است . تحميس به معنى تفاخر است . اشعار حماسى در مقابل اشعار غنايى اشعارى است كه نوعى غرور و احساس شخصيت در انسان ايجاد كند ، نوعى منيّت است . شعر فردوسى كه مىگويد :
مرا عار آيد از اين زندگى كه سالار باشم كنم بندگى تن مرده و گريهء دوستان به از زنده و خندهء دشمنان
نوعى حماسه است و حماسهء ممدوح است ، زيرا از لحاظ اينكه انسانى است و حرّ آفريده شده احساس شخصيت مىكند . اما