تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 489

مساهمون:

ص٤٨٩
پس عمده يكى اين است كه انسان عالى بودن و زيبا بودن روح را تشخيص بدهد ( 1 ) كه آن را آلوده نكند و به تعبير ديگر و از نظر ديگر ارزش فوق العادهء بىمانند آن را تشخيص بدهد و بفهمد چيزى جاى آن را نمىگيرد كه : * ( اثامن بالنفس النفيسة ربها - و ليس لها فى الخلق كلهم ثمن . ) * مثل اينكه در يك كشور نفايسى پيدا مىشود كه با هستى آن كشور مساوى است و غير قابل فروش است . آيا كشور ايران هرگز حاضر خواهد شد كه مثلًا كوه نور يا درياى نور را بفروشد و چيز ديگر به جاى آن بگذارد ؟ البته نه . كوه نور يا درياى نور را ممكن است از ايران بدزدند ولى ممكن نيست كه ايرانى آن را به بهاى چيزى بفروشد ، زيرا مصداق * ( انك لن تعتاض به عوضاً ) * است . همچنين است فرزند هركس براى خود او كه قابل معاوضه نيست . هركس براى خودش كوه نور و درياى نور است ، گوهرى است غيرقابل عوض و هيچ بهايى و عوضى نمىتواند جاى آن را پر كند . 12 . قرآن كريم مىفرمايد : و لاتكونوا كالذين نسوا الله فانسيهم انفسهم . در اين آيهء كريمه فراموشى خدا را سبب ياد رفتن و از دست دادن شخصيت انسانى و كرامت نفس ذكر مىكند و بالاشاره ياد داشتن خدا و توجه به حق را موجب ياد خود بودن و احساس كرامت و شخصيت ذكر مىكند . در حقيقت اين آيهء كريمه مىخواهد بگويد اين اصل اخلاقى كه محور دستورهاى اخلاقى اسلامى است مولود جهان بينى الهى مخصوص اسلامى است ، زيرا همهء روشها و مكتبهاى اخلاقى جهان مولود نحوهء خاص جهان بينى فلسفى آنهاست . اين نوع احساس كرامت براى نفس و روح و اين اندازه اصالت براى معنى
هامش
( 1 ) در حقيقت اصل كرامت نفس جز با معرفت النفس و استقلال روح نسبت به بدن و اينكه روح در ذات خود كمال و جمال و جلالى دارد ، حاصل نمىشود . اين خود به نوبهء خود يكى از ادلهء اصالت روح است از نظر اسلام .
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 489 | مرتضى مطهرى