علم نيست ، فقه علم نيست ، اصول علم نيست ، كلام علم نيست ، منطق علم نيست ، فلسفه علم نيست ، رياضيات و فيزيك و هيئت و تشريح و وظايف الاعضا و علم النفس و علم الاخلاق علم نيست ، بلكه در عين اينكه مفاد حديث مورد بحث منحصراً علم تفسير و حديث است ، به حسب مدلول مطابقى منافاتى ندارد با علوم ديگرى كه از قرآن عنايت به آنها معلوم مىشود ، مثل علم به آيات آفاقى و آيات انفسى كه شامل علوم بسيارى از طبيعيات و علم النفس مىشود و علم به رب و معرفة الرب و نهى از الحاد در اسماء الله كه شامل علوم عقلى الهى مىشود ، و يا علومى كه از حديث عنايت به آنها استفاده مىشود كه : * ( علينا القاء الاصول و عليكم التفريع . ) * ( مقدمهء سرائر ابن ادريس يا مقدمات حدائق ) از اينجا مفاد آيهء كريمهء * ( هو الذى بعث فى الاميين رسولًا منهم يتلوا عليهم اياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة ) * نيز روشن مىشود .
مقصود از تلاوت آيات على الظاهر همان خواندن آيات قرآن است براى مردم و مقصود از تزكيه البته تزكيهء نفس است كه پيغمبر واقعاً عملًا تربيت كرد و تطهير كرد نفوس امّيين را ، و مقصود از * ( يعلمهم الكتاب ) * اين است كه تفسير مىكند قرآن [ را ] و معانى آيات قرآن را براى مردم تشريح مىكند ، و مقصود از « تعليم حكمت » بيانات حكيمانهء شخص رسول اكرم است كه شامل پندها و نصايح و شايد شامل همهء دستورهاى آن حضرت بشود و حتى دستورهاى فقهى و عملى آن حضرت هم هرچند تعبدى است اما عملًا كار حكمت عملى را مىكند .
و اما اينكه بعضى تكلف كرده و خواستهاند سه جملهء آيه را نيز بر قالب و قاعده و اندازهء خودشان يعنى علوم اعتقادى و خُلقى و عملى تطبيق كنند ، معلوم است كه رنج بيهوده كشيدن است . همان معنى ظاهر آيه خيلى جامعتر و كلىتر است از اين توجيهات بلادليل .
32 . تعليم نحو به ابى الاسود دئلى . از داستان تعليم كردن
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 360
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٦٠