تخطي إلى المحتوى الرئيسي

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
ماسواهن فضل . ممكن است كسى اينطور استفاده كند كه علم ممدوح در نظر اسلام منحصر است به همين سه علم و بلكه علم منحصر است به همين سه علم و غير اينها علم نيست ، فضل است . جواب اين است كه در صدر اين حديث يك مقياس كلى ذكر شده براى علم و آن اين است كه جهل به آن زيان داشته باشد و علم به آن نافع باشد و در ذيل حصرى هست . امر داير است بين اينكه حصر ذيل را حقيقى بگيريم و صدر را تقييد كنيم و بين اينكه مقياس كلى صدر را حفظ كنيم و حصر ذيل را اضافى و نسبى و به حسب حال و وظيفهء مخصوص آن روز مسلمين بگيريم . در اينجا اول بايد ببينيم مفاد ذيل و مقصود از سه قسم چيست . معمولًا به حسب تقسيمى كه تقريباً از قرون اوليهء اسلام شده كه علم دينى منحصر به سه قسم است : علوم اعتقادى و علوم اخلاقى و علوم فقهى و عملى ، مفاد اين حديث را نيز بر همين سه مرتبه تطبيق كرده‌اند . مناط تقسيم علوم به سه قسم اعتقادى و خُلقى و عملى يك تقسيم فلسفى است بر مبناى سه مرتبه از مراتب نفس : مرتبهء تعقل و مرتبهء تجرد خيالى و مرتبهء حسى يا مرتبهء عقل و نفس و بدن ، به اين بيان كه مقصود از « آية محكمة » آيات تكوينيه است و مقصود توحيد است و توحيد به عنوان نمونه از يكى از اصول دين ذكر شده . و مقصود از « فريضة عادلة » علم اخلاق است ، زيرا منظور از فريضه فريضهء عقلى است و كلمهء عادله يعنى [ آن فريضه ] حد وسط بين دو طرف افراط و تفريط است كه مبناى اخلاق سقراطى بر پرهيز از افراط و تفريط اعمال قواى روحى و نفسانى است و از نظر اخلاق سقراطى تمام رذايل ناشى از افراط و تفريط اعمال قواى روحى است و هر فضيلت در حد وسط دو رذيله يا مجموعى از رذايل قرار گرفته است . و اما از نظر مبناى ما در اخلاق ، نظريهء سقراطى چندان صحيح نيست و نمىتوان اخلاق را بر اين اصل تصحيح كرد ، گذشته از آنكه حمل
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 358 | مرتضى مطهرى